اختصاصی

مطالب تحلیلیِ سینمای آمریکا

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.83 (3 رای)
نگاهی به مستند جل الخالق! خیالبافی‌های دنیای مرتبط LO AND BEHOLD ساخته ورنر هرتزوگ؛ مکاشفه ای در احوال انسان متمدن!
  لذت تماشای تازه ترین ساخته ورنر هرتزوگ؛ فیلمساز کهنه کار آلمانی در جشنواره دهم «سینما حقیقت» از این حیث جالب توجه بود که دریابیم چگونه از دل رویدادی که بسیار برای‌مان آشناست می‌توان باز هم به کشفی دوباره دست زد، با دوربینی که در عین فرم و شیوه‌ای تکراری در مستندسازی که در پی جست‌وجوگری و گزارش اتفاقات از طریق گفت‌و‌گو است، می‌داند راز کشف مفاهیم را برای مخاطب چگونه بشکافد که در عین تلخکامی همرا
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)
لذت آنارشیسم: درباره کمدی برادران مارکس
    برادران مارکس (گروچو، هارپو، چیکو و زیپو) اولین کمدین های بدجنس تاریخ سینما بودند. اگر کمدی چاپلین در فضای سانتی مانتالیسم عصر ویکتوریایی محبوب بود و باستر کیتون و هارولد لوید با خلق شخصیت هایی که در مواجهه با زندگی مدرنیزه شده دچار مشکل بودند ، تماشاگران را به خنده می انداختند، در کمدی برادران مارکس عملا مرزبندی زمانی - مکانی برای شوخی وجود ندارد. در فیلم های قابل توجهی که آن ها در فاصله
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.69 (16 رای)
4 نظریه در باب اینکه «درخشش» اساساً در مورد چه چیزی است؟
  1. فیلم در مورد نسل‌کشی سرخپوست‌ها توسط آمریکایی‌ها هست. نظریه‌پرداز: بیل بلیکمور؛ مجری تلویزیون و نویسنده.  ادامه مطلب: 4 نظریه در باب اینکه «درخشش» اساساً در مورد چه چیزی است؟ (5) دیدگاه‌ها
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.00 (4 رای)
خانواده‌ی باشکوه تننباوم: شکوهمندی کم‌رنگ شده
  به سادگی می‌توان ادعا کرد که وس اندرسون یکی از بزرگترین کمدی سازان آمریکا بعد از پرستون استرجس است. او نیز همچون استرجس اشتیاق بیکرانی برای بازنمایی شکوهمند و پر زرق و برق زندگی دارد. البته آن هم با دستاویز قرار دادن تمامی آن الگوهایی که به ندرت در فیلم‌ها می‌توان بازشناخت. به واقع فیلم‌های او حسی چون نمایش باشکوه دارند ؛ متشکل از بخش‌هایی از انسانیت که به صورتی دموکراتیک در تار و پود آن پراک
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.38 (4 رای)
سودربرگ در تجربه‌ی دوستی يا چگونه يک زن، همچنان يک زن است
مقدمه چگونگي نمايش تنانگي (جسمانيت) بر پرده‌ي سينما، از جمله موضوعاتي است که در دهه‌هاي اخير به موازات گسترش عرصه‌ي مطالعات سينمايي، از منظري تازه به آن پرداخته شده است. به عنوان نمونه منتقد فمينيست، «ليندا ويليامز» با وام گرفتن تعبير «ماشين‌هاي مرئي‌سازي» که «ژان لويي کومولي» (سردبير «کايه دو سينما» در دوره‌ي مارکسيستي مجله) آن را به دستگاه‌هايي که توسط پيشگامان سينما نظير «ادوارد ماي‌بريج» و
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.83 (6 رای)
بدن‌هـــا در رنج
  اکنون متی با قلم نوک تیزش، با ناامیدی می‌نوشت: «خدایا؛ چرا بر او خشم گرفته‌ای؟ مرگ‌اش را فرا برسان!»  (مرشد و مارگریتا، فصل شانزدهم؛ تصلیب، ص 194) ادامه مطلب: بدن‌هـــا در رنج اضافه کردن دیدگاه جدید
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)
تحلیل تاریخی، سیاسی و جامعه شناختی آرگو / ترمیم خودآگاه جمعی تحقیر شده آمریکایی یا آماده سازی افکار عمومی!*
شاید تصور شود درمقام یک منتقد و یا فیلمساز ایرانی در وهله اول قصد دارم آرگو Argo را از منظر قابل قبول تصویر شدن صحنه ها، رویدادهای ایران و هم‎چنین شخصیت‎های ایرانی و از موضع یک مخاطب ایرانی بررسی کنم، ادامه مطلب: تحلیل تاریخی، سیاسی و جامعه شناختی آرگو / ترمیم خودآگاه جمعی تحقیر شده آمریکایی یا آماده سازی... (4) دیدگاه‌ها
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.33 (3 رای)
تحلیل اره (جیمز وان): قصابی بدن و ایده‎هایی برای رستگاری
      واکنش عمومی اولیه در مقابل جان کرامر، مشهور به قاتل اره آهنبری در فیلم اره، به ظاهر می‎تواند همان واکنش همیشگی در برابرِ فیگورِ هیولا به مثابه‎ی عامل موقتی اختلال باشد. اختلالی که نتیجه‎ی فوری آن، به شکلی قابل انتظار منجر به شکل‎گیری سه جایگاه سنتی هیولا، قربانی و ناجی خواهد شد. این نظم جدیدی است که از دل بی‎نظمی ناشی از حضور هیولا، بازتولید می‎شود. عمده فعالیت تماشاگران در این نظم جدید،
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 0.00 (0 رای)
بازی‎های میهن پرستانه / تحلیل ساختار سیاسی و رسانه ای در فیلم «نیمه ماه مارس» ساخته‎ی جورج کلونی
  موریس (جورج کلونی): من نه مسیحی هستم، نه کافر، نه یهودی و نه مسلمان. مذهب من و چیزی که به آن اعتقاد دارم فقط یه چیزه، اونم قانونِ اساسیِ ایالات متحده است.»   ادامه مطلب: بازی‎های میهن پرستانه / تحلیل ساختار سیاسی و رسانه ای در فیلم «نیمه ماه مارس» ساخته‎ی جورج کلونی (2) دیدگاه‌ها
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 0.00 (0 رای)
کجا؟ جایی ... / نگاهی به فیلم Somewhere
  در یک تحلیل نشانه­-معناشناسی مکان بر فیلم زمستان­ استخوان‎سوز مجید رحیمی جعفری با وام گرفتن از جمله‎ی «آسمان همه جا همین رنگ است» چگونگی عرضه مکان به فضا و تعمیم یافتن آن را توضیح داده بود.[1] من هم می‎خواهم با استفاده از آن تحلیل فضای سرگشتگی آدمی -که عنوان پرونده‎ی مربوط به سوفیا کاپولا را هم شامل می‎شود- را در دنیای ذهنی سوفیا کاپولا تحلیل کنم.   جانی مارکو (استفان دورف) شخصیت اصلی فیلم در

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری