اختصاصی

  • جشنواره فیلم مونیخ؛ جوان، وحشی و تشنه‌ی موفقیت

    در سی و پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم مونیخ، جوانان، خواست‌ها و نیازهای آنان دستمایه‌ی اصلی اغلب فیلم‌های انتخابی است. در این فستیوال، مستند آلمانی هفت ساعت و سی دقیقه‌ای «هیتلر که بود‌؟» نیز به نمایش در می‌آید....
  • 30 نقل قول تُند فیلمسازان درباره‌ی فیلمسازان دیگر [بخش دوم]

    16. کوین اسمیت درباره‌ی پل توماس اندرسون(بخصوص فیلم مگنولیا): "من دوباره هرگز دوباره آن را نمی‌بینم. البته تصمیم گرفته‌ام که آن را همیشه روی میز کارم داشته باشم. آن هم به عنوان یادآوری برای خودم. یادآوری برای اینکه هرگز چیزی شبیه به آن نسازم"____________________...

نقد آثار ویم دلووی به بهانه نمایش آن در موزه هنرهای معاصر تهران

ناتیلوس پنتا 

 

ويم دلووي[1] بلژیکی هنرمند نو مفهومي شناخته شده است که هم اکنون در شهر "برايتون" انگلستان زندگي و کار مي‌کند. او پس از تحقيقات چشمگير در نيمه دوم دهه هشتاد ميلادي، به يکي از هنرمندان برجسته دنيا تبديل شده و آثارش در زمره آثار ساير هنرمندان معروف بلژيک نظير رنه مـگريت، مـارسل برودهارت و هنرمندان سورئـاليست قرار گرفته است. پروژه هاي او اغلب مبتکر و بسيار تکان‌دهنده است. بسياري از آثار او بر روي بدن و يا مربوط به آن متمرکز شده است.  او در ابتدا بسيار عاشق نقاشي بوده و در مدرسه هنري درس خوانده است. سپس به تصاوير و نقوش فرش و همچنين بخشي از آثار گوتيک بسيار علاقه نشان داده است. آن‌ها را در الگوهاي جديد طراحي، رنگ آميزي و سپس بر روي بدن خوک خالکوبي نموده است. منتخبي از آثار وي که در نمايشگاه هاي گوناگون برگزار شده بود، هم اکنون در موزه هنرهاي معاصر تهران در معرض نمايش عموم قرار گرفته است.

 

 

آثار دلووي با چند واقعه همزمان و در برخي موارد در هم پيچيده پيوند خورده اند تا بيانگر هنر مفهومي باشد. هنري که در آن انديشه و مفهوم خاصي که معمولاً فردي، پيچيده و کلي است به صورت انتزاعي و غيرقاعده‌مند و بر اساس نفي زيبايي شناسي شکل بوجود مي‌آيد. و سرانجام در ساختاري پيشنهادي و به صورت‌هاي بسيار متنوع به نمايش گذاشته مي‌شود. به اين ترتيب آثار مي‌تواند متناسب با عملکرد کلي و روابط ميان اجزايش خصوصيتي تغييرپذير داشته باشد. در آثار او رابطه هنرمند، اثر هنري و مخاطب دگرگون مي شود. هنرمند با اتکا به منطق فردي خويش از امکانات زبان و بيان مستقيم در طبيعت و در زندگي بهره مي‌گيرد و در بسياري موارد  علاوه بر چيستي اشياء، واقعيات سياسي، اجتماعي، مذهبي و تکنولوژيک موضوع کار او را تشکيل مي دهد. در اصول اين نوع بيان در آثار هنري وي حاصل جامعه‌اي است که سيطره مدرنيسم بر آن همه اشکال تجربي و صورت‌هاي هنر مدرن را در نورديده است و در عين حال نشانگر افول شيوه‌ها و تجاربي است که مدرنيسم بيان آن را در هنر گذارده است.

 

از دهه هشتاد تا آخر دهه نود ميلادي، توجه هنرمند به ترکيب نمادهاي گوناگون در بطن يک اثر هنري متمرکز بود که حس يک جدال دروني و يک انديشه نو را القا مي‌کرد، در واقع مي‌توان گفت جدال يا تلفيقي از سنت و مدرنيته است. پس از اين مرحله اوليه و با بازنمايي شيطنت آميز و در برخي موارد زننده و شاعرانه جامعه مصرفي در جهان و طمع  آن براي ارتباط جمعي و توليد، نويسندگان را بر آن داشت تا وي را مروج سبک بدبينانه دوره پسامدرنيسم بنامند. يکي از آثار به نام او در اين سبک ساخت ماشين گوارشي است که تنها هدف او توليد مدفوع بوده، دستگاهي گسترده به چند بار که با انواع غذاهاي خوشمزه تغذيه مي‌گردد و سپس از آن مدفوع خارج مي شود. آثار وي فراتر از ترجمان بي‌تفاوت و حتی برخی طعنه آميز دوران پسامدرن است که بخش مهمي از دنياي هنر از دهه هشتاد تا کنون را تشکيل داده است. در واقع  تعدادي از آثار وي نشانگر سطحي‌گرايي رايج در توليد انبوه اشياء هستند. ولي در کنار تحسين صادقانه مهارت فني، اين آثار در مأمن ديناي هنر معاصر بدنام شده‌اند. ليکن اين ترکيب به ظاهر نادر نشان مي‎دهد که چگونه دلووي مي‌تواند بيننده را از تفسير روشن و ساده آثار خود محروم سازد و به فکر وا دارد.

 

در اين خصوص، شيوه عمل وي در اغلب موارد داراي تضاد است. يعني استفاده از مجموعه‌اي اشکال به ظاهر متضاد که به يکديگر پيوند خورده تا مفاهيم جديد و غير منتظره اي را پديد آورند. اين اشکال نمادها و اشياء گوناگوني را در بر مي گيرد.  در اين خصوص مي توان به آثاري همچون: ماشين‌هاي سنگين باري که حامل ماشين ديگري از جنس خود است، اشاره کرد. بدنه آن‌ها شامل نقوش و ترکيي از بناهاي کليساي گوتيک است و در بخشي ديگر نشان دهنده سرعت و در حال واژگون شدن. همچنين مي‌توان به تايرهاي پيچ خورده و متصل به هم توجه کرد چراکه معنايي از درگيري و  مشکلات چرخه زندگي انسان معاصر را در اذهان ايجاد مي‌کند. يکي ديگر از آثار برجسته دلووي، لاشه يا بدنه يک مازراتي است که با نقوش اسليمي و اسلامي بصورت نقش برجسته خلق گرديده است، در اين آثار تضاد بصري و مفهومي بين سنت و مدرنيته به طور کامل مشهود است و با يک اجرا و همنشيني بسيار ماهرانه مخاطب را به انديشه وا مي‌دارد.

 

در ميان تمامي آثار اين هنرمند، اثري به نام "ناتيلوس پنتا" براي نگارنده بسيار جالب و حایز اهميت بوده است. آن‌چه که در ابتداي خوانش اين اثر موجب ارتباط آن با مخاطب مي‌گردد نام خود اثر و فرم حلزوني شکل منقوش به نشانه‌هاي مذهبي است. در ابتدا نام اين اثر را مورد بررسي قرار مي دهيم؛ "ناتيلوس" نوعي آبزي از رده سرپايان و خانواده ناتيليده است. اين جانوران طي ميليون‌ها سال تقريباً هيچ تغييري نکرده‌اند و تنها عضو باقي‌مانده از زيررده ناتيلوئيده هستند. به اين خاطر اغلب به آن‌ها لقب فسيل‌هاي زنده داده مي‌شود. صدف ناتيلوس از اتاقک‌هايي تشكيل شده که برخي از اين اتاقک‌ها با گاز پر مي‌شود تا به اين جانور براي شناور ماندن کمک کند. ناتيلوس براي بالا و پائين رفتن در آب مقدار اين گاز را کم و زياد مي‌کند. واژة پنتا نيز از عبارت "پنتاتوچ (كتب پنج­گانه)" گرفته شده است که همان پنج كتاب اول تورات به معناي آموزش دادن يا كتاب هاى پنجگانه معروف هستند و مطالب اين پنج كتاب توسط حضرت موسى (ع) و عده‌اي ديگر، از مدارك قديمى جمع آورى و نوشته شده است. از آنجا كه تورات شامل پنج كتاب است آن را هوماش يا پنتا توچ (كتب پنجگانه)[2] می‌نامند. در اصطلاح عهد عتيق اشاره به پيمانى است كه خداوند توسط موسى با قوم خود اسرائيل در قالب تورات منعقد كرده. در عهد جديد اين كتاب ها به زبان يونانى توسط تقريبا ده نويسنده مختلف به مدت پنجاه سال بعد از مرگ و قيام عيسى مسيح به رشته تحرير درآمده است. در عهد جديد اين کتاب‌ها اشاره به پيمان خدا با قوم جديد خود يعنى مسيحيان است که به چهار كتاب عهد جديد با نام انجيل تبديل شده و به زبان يونانى به معنى مژده يا خبر خوش می باشد.

 

پس از نام اثر نشانه حائز اهميت ديگر، فرم پيچ در پيچ حلزوني شکل به همراه طاق هاي نوک تيز کليسا با نشانه صليب سه گانه بر رأس آن مي باشد. هرگاه نشانه صليب به صورت  سه گانه باشد به طور انحصار براي پاپ، مثلاً براي پتر" Peter " حواري و گريگوري"Gregory" کبير، که يکي از "چهار پدر لاتيني" به شمار مي‌آمد، به کار مي‌رفت. فرم حلزوني شکل نيز در نماد عيسوي به معناي گنـاهگار است. زيرا روزگـاري چنين تصور مي شد که از ميان گل و لاي متولد شده است. همچنين نشان تنبلي و شهوت که يکي از هفت گناه کبيره مي باشد نيز بوده است.

 

 در واقـع پس از شناخت عنوان اثر و نشانه‌هاي موجود مي‌تـوان اين‌گـونه تفسير کرد که هنرمند اين خانه را پناهگاهي براي چهار پدر مقدس و حواريان آنان معرفي نموده تا بدان وسيله مذهب عيسوي و قرون وسطي را به چالش کشاند و مورد نقد قرار دهد. او با زيـرکي تمـام از سـاختـاري همـچون نمادهاي گوناگون براي رساندن بيان و انديشه‌اي نو و مفهومي بهره برده است.  به طور قطع براي رسيدن به این چنین انديشه‌هايي بايد اجرا و تکنيکي مناسب حال آن در نظر گرفته شود. تکنيک‌هايي چون: نقش برجسته بر روي آلومينيوم، استفاده از پوليش و فولاد ضد زنگ پتينه شده، ساخت فولاد ضد زنگ با حکاکي ليزر و ...  که هنرمند در تمامي آثار خويش از آن‌ها استفاده نموده است.

 

  • کامیون واژگون

    کامیون واژگون
  • ناتیلوس پنتا

    ناتیلوس پنتا
  • تایرها

    تایرها
  • صلیب سه گانه عیسوی

    صلیب سه گانه عیسوی
  • مازراتی

    مازراتی
  • تایر کوچک

    تایر کوچک
  • تایر بزرگ

    تایر بزرگ

 

 


[1] Wim Delvoye  (متولد سال 1965 در شهر "ورويک" بلژيک)

[2]  این پنج کتاب عبارتند از: 1.پيدايش 2.مهاجرت 3.كتاب لاويان 4.كتاب اعداد 5.كتاب تثنيه.

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل ادبی