اختصاصی

  • صدف طلایی سن سباستین 2019 به فیلمی از برزیل رسید

    در شب پایانی جشنواره فیلم سن‌سباستین ۲۰۱۹، با انتخابی غیرمنتظره فیلمی از برزیل به عنوان برنده صدف طلای سن‌سباستین معرفی شد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر، شب پیش فیلم «آرام» به کارگردانی تکزان پکستون وینترز از برزیل به عنوان برنده صدف طلا که جایزه اصلی جشنواره فیلم سن‌سباستین است، انتخاب شد....
پژمان الماسی‌نیا

پژمان الماسی‌نیا

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دبیر تئاتر آکادمی هنر

تحصیلات: کارشناس ارشد پژوهش هنر
عرصه‌ی فعالیت: حضور جدی در حوزه‌ی ادبیات و ویراستاری از ۱۳۸۳، صاحب ۷ کتاب شعر چاپ‌شده با عناوین «دیگر هم‌بازی‌ات‌ نمی‌شوم» (۱۳۸۶) «عاشقانه‌های ‌برف ‌به‌اسم ‌کوچک» (۱۳۸۷) «روایت ‌ماه ‌از نیمه» (۱۳۸۸) «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» (۱۳۸۹) «گذرنامه موقت ماهی آزاد» (۱۳۹۰) «ییلاق ‌چشمان ‌تو» (۱۳۹۱) و «سرگرم مردنم» (۱۳۹۵)، نگارش نزدیک به ۳۰ مقاله با موضوعیت هنر و فلسفه‌ی هنر، همکاری به‌عنوان منتقد فیلم و تئاتر با سایت‌های سینمایی معتبر، پایه‌گذاری صفحه‌ی «طعم سینما» و نگارش ۱۷۰ نقد درباره‌ی فیلم‌های مطرح تاریخ سینما ذیل این عنوان، چاپ کتاب «طعم سینما» در ۳۸۴ صفحه و حاوی ۱۷۹ نقد پیرامون ۱۸۵ فیلم سالیان دور و نزدیک سینمای جهان (مهرماه ۱۳۹۷)
زمینه‌ی پژوهش: سینمای آمریکا، سینمای مستقل آمریکا، سینمای وحشت

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.89 (9 رای)

نمایش های ایرانی پیش از انقلاب

 

۱. اشاره
گرچه نمایش مدتِ مدیدی است که به‌عنوانِ شاخه‌ای از سنن مذهبی و عامیانه‌ی ایرانی شناخته شده و به انواع گوناگونِ اجراهای نمایشی -از قبیلِ دینی، انتقادی و طنزآمیز- اطلاق می‌گردد، تئاتر -به‌شکل غربی آن- هنری نسبتاً جدید در ایران به‌شمار می‌رود. تعزیه گونه‌ای نمایشِ مذهبیِ ایرانی است که در قرن شانزدهم رواج یافت و مصائب شهدای کربلا را زنده نگاه می‌دارد. تعزیه اغلب به‌صورتِ منظوم عرضه می‌شود و تنها شکلِ سنتیِ نمایش در ایران است که از متون مکتوب بهره می‌برد. نمایش‌های کمدیِ سنتی معمولاً در مراسمِ مخصوص -نظیرِ عروسی‌ها- اجرا می‌شدند. نمایش‌های مذبور عبارت بودند از: بقال‌بازی، روحوضی یا تختِ‌حوضی (نمایش روی حوض حیاط منازل که با تخته‌ای به‌عنوان صحنه پوشیده شده بود، اجرا می‌گردید)، سیاه‌بازی (کمدینِ اصلیِ نمایش با صورتی سیاه‌شده حضور پیدا می‌کرد)، خیال‌بازی (سایه‌بازی)، خیمه‌شب‌بازی و عروسک‌بازی یا عروسک پشت پرده. نمایش‌های موردِ بحث اغلب دارای شخصیت‌های کلیشه‌ای بودند و بگومگوهای خانوادگی، کشمکش‌های عشقی و روابط بین فقیر و غنی را شامل می‌شدند. این نمایش‌ها به‌طور متداول به رشته‌ی تحریر درنمی‌آمدند. نمایش‌گران کارآزموده از طرح‌های داستانیِ متعارف تبعیت می‌کردند و دیالوگ‌های خود را نمایش‌به‌نمایش ارتقا می‌دادند. اغلبِ اوقات از نمایش‌های مذکور به‌قصدِ انتقادات اجتماعی -به‌ویژه از مقامات عالی‌رتبه، اغنیا و روحانیون- استفاده می‌شد. به‌رغمِ سانسورهای حکومتی، قیدوُبندهای مذهبی و علاقه‌ی روزافزونِ عموم به سرگرمی‌های جدیدتر، اجرای هردو گونه‌ی نمایش‌های کمدی و مذهبیِ سنتی تاکنون ادامه یافته است و نمایش‌نامه‌نویسان نیز در خلقِ آثار خود از آن‌ها بهره‌ گرفته‌اند.

ادامه مطلب نمایش‌نامه‌نویسی در ایران؛ از آغاز تا ۱۳۵۷
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (8 رای)

آوازه‌خوان خیابان‌های منهتن میکائیل شهرستانی



میکائیل شهرستانی پس از چهار-پنج سال، با «آوازه‌خوان خیابان‌های منهتن» دوباره به صحنه‌ی مقدسِ تئاتر بازگشته است؛ پس از «مویه‌ی جم» و «سحوری» این سومین مونولوگِ رزومه‌ی بازیگریِ اوست. حالا که [به هر علت] به تئاتر آمدنِ شهرستانی به‌عنوانِ بازیگر تبدیل به یک "اتفاق" شده، حیف است که چنین فرصتی را قدر ندانیم.

ادامه مطلب نقدِ نمایشِ آوازه‌خوان خیابان‌های منهتن به کارگردانیِ میکائیل شهرستانی؛ به‌سلامتیِ رنج‌ها
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (7 رای)

خروج ممنوع



در بازه‌ی زمانی خاصّی از سالِ جاری که علی‌رغم‌ تمام ناملایمات، طیف متنوعی از نمایش‌ها در ژانرهای گوناگون بر صحنه رفته‌اند، تالار حافظ از یک‌شنبه بیستم آبان، ساعتِ ۱۸ و سی دقیقه، میزبان «خروج‌ممنوع» به کارگردانیِ گیتی قاسمی است. نمایش‌نامه‌ی فلسفیِ "Huis clos" اثر سارتر[۱] را در ایران، افراد مختلف -مصطفی فرزانه، ناصر غیاثی، قاسم صنعوی و...- تحت عناوین متفاوتی به فارسی برگردانده‌اند. قاسمی در «خروج‌ممنوع» ترجمه‌ی حمید سمندریان را مبنا قرار داده است. این نمایش‌نامه هم‌چنین بارها روی صحنه رفته و جالب است بدانید که سمندریانِ فقید، خود نیز این متن را در آغاز دهه‌ی ۴۰ با نام «دوزخ» و با نقش‌آفرینی جمیله شیخی، عزت پریان، رکن‌الدین خسروی و پرویز کاردان در تالار اداره‌ی کل هنرهای زیبا اجرا کرده بود.

ادامه مطلب نقد نمایش خروج ممنوع به کارگردانیِ گیتی قاسمی؛ خانم‌ها! آقایان! جهنم خودِ شمائید!
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (8 رای)

آتش خود برافروخته حسام کلانتری

اشاره: در روزهای منتهی به اربعین حسینی، فرصتِ این را پیدا کردم تا شاهدِ دو رویدادِ نمایشیِ مذهبی باشم که اتفاقاً هردو واقعه‌ی کربلا و خسران‌دیدگانِ لشکرِ یزید را مرکزِ توجه قرار داده بودند. در ادامه، نگاه مختصری خواهم داشت به نمایشِ «آتش خود برافروخته» به کارگردانیِ حسام کلانتری و «شب واقعه» به نویسندگی و کارگردانیِ دکتر محمد عارف.

ادامه مطلب دهانِ پُر از آتش و خاک؛ نگاهی به «آتش خود برافروخته» به کارگردانیِ حسام کلانتری و «شب واقعه» به...
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.56 (9 رای)

نمایش مده آ



اعضای گروه کوچک انزوا این شب‌ها در سالن شماره‌ی یک خانه‌ی نمایش مهرگان، ضیافتی هیجان‌انگیز و هولناک، تحت عنوان «مده‌آ» تدارک دیده‌اند که می‌توان پیشنهاد جالبی برای آن‌دسته از مخاطبانی که تمایل دارند نظاره‌گر اجرایی متفاوت با اتفاقات روتین تئاتری باشند، قلمدادش آورد.

ادامه مطلب نگاهی به مده‌آ، با نویسندگی و هدایت‌گریِ علی حسینی؛ صفر یا صد
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (6 رای)

نمایش پدر آن مهدی فرشیدی پور



از پنجمِ مهرماه، ساعتِ ۲۰ و سی دقیقه‌ی هر شب، یک رویدادِ نمایشیِ دل‌چسب از گروهی بی‌ادعا، در تالارِ هنر در جریان است: «پدرآن». «پدرآن» قصه‌ی هشت دخترمدرسه‌ایِ سربه‌هوای نوجوان را تعریف می‌کند که پس از پیشامدی به‌ظاهر جادویی و به تشویقِ خانم‌معلمِ هم‌دل و مهربان‌شان (با بازیِ خوبِ فهیمه باروتچی) به فکرِ فرو ریختنِ دیوارِ سنگیِ ارتباط، بینِ خود و پدران‌شان می‌افتند؛ دیواری که شاید هرکدام‌مان [به‌نوعی] تجربه‌اش کرده باشیم و در جمله‌ای که از زبانِ دخترها می‌شنویم، به بلندا و صعب‌العبور بودن‌اش هرچه بیش‌تر می‌توانیم پی ببریم: «آخرین‌باری که با پدرم راحت بودم، ۵ سال داشتم...»

ادامه مطلب نقد نمایشِ پدرآن، به نویسندگی و کارگردانیِ مهدی فرشیدی‌سپهر؛ دیوارِ سنگیِ صعب‌العبور
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.81 (13 رای)

نمایش عند از مطالبه

در زمانه‌ای که به‌نظر می‌رسد اقبال عمومی نسبت به آثار نمایشی با محوریت جنگ و پیامدهای‌اش -به دلایل مختلف و قابلِ تأمل- کاهشی چشم‌گیر یافته است، مرتضی شاه‌کرم (نویسنده) و سامان خلیلیان (کارگردان) با «عند از مطالبه» قدم در راهی دشوار گذاشته‌اند. در این میان، به‌واسطه‌ی کاربستِ تمهیداتی [چه در برهه‌ی نگارش متن و چه در زمان اجرا] سعی شده است که بی‌میلیِ پیش‌گفته حتی‌الامقدور کم‌تر و کم‌تر شود.

ادامه مطلب نقدِ نمایش «عند از مطالبه» به کارگردانیِ سامان خلیلیان؛ قدم گذاشتن در راهی دشوار
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (11 رای)

نمایش مرد شده آسو بهاری



«مرد شده» ماراتنی ۸۰ دقیقه‌ای و لاینقطع از یک شب مبارزه‌ی جانانه‌ی مدافعانِ کوبانی است که در پیِ بازگشت نامنتظره‌ی شورش (با بازی مجتبی فلاحی) به خانه‌ی پدری آغاز می‌شود. خانه‌ای که دیگر خانه نیست؛ سنگر است، انبار آذوقه و مهمات است و مدتی بعد، درمی‌یابیم که مدفنِ نور دیدگانِ فرمیسک و علیرضا هم هست...



صحنه‌ی عریضی که برای اجرا تدارک دیده شده است، فاصله‌ی تماشاگران با صحنه و به‌علاوه تعیینِ حد و مرزی که بازیگرها از آن خروج نمی‌کنند همگی موجب گردیده‌اند که به‌محضِ شروعِ نمایش، خیال کنید در حالِ تماشای یک فیلم سینماییِ جنگی هستید که با عدسی آنامورفیک فیلم‌برداری‌اش کرده‌اند؛ فیلمی سینمااسکوپ که زمان دراماتیکِ آن با زمان واقعی‌اش یکسان است. ظاهر شدن نام بازیگران پس از خاتمه‌ی نمایش نیز به تصورِ فیلم بودنِ «مرد شده» دامن می‌زند؛ انگار که شاهدِ تیتراژِ پایانیِ آن هستیم.




فاصله‌ی ما با صحنه -و آن‌چه در صحنه به‌وقوع می‌پیوندد- گرچه شاید محصولِ توفیقی اجباری و از الزاماتِ سالن استاد سمندریان بوده باشد -که گویا هست- اما خواه‌ناخواه باعث شده تا ما به‌تناوب مشغول فین‌فین کردن و دماغ بالا کشیدن نباشیم! نه این‌که «مرد شده» -در وضعیتِ فعلی- ما را تحتِ تأثیر قرار ندهد، خیر! دست‌خوشِ احساسات می‌شویم ولی احساساتی عمیق‌تر و ماندگارتر. در ایران گه‌گاه کمبودِ امکانات و وجودِ محدودیت‌های دست‌وپاگیر، منجر به اتفاقاتی خوشایند می‌شود؛ این، یکی از همان دفعات است!



فرمیسک گرچه در لغت به‌معنیِ اشک است ولی در عمل، او کم‌ترین نسبتی با مویه و نوحه‌سرایی ندارد. فرمیسک (با بازی نسیم میرزاده) گریه را گذاشته است برای پس از آزادیِ کوبانی؛ گریستنی برای مادر، برای پدر، برای فرزند و بعدتر برای مردش. عرصه‌ی هنرهای نمایشیِ ما به حضور و تصویر زنان قدرتمندی مانند فرمیسک نیاز دارد. شاید تأکید بر چنین التزامی به‌نظر کهنه و دمُده برسد ولی این‌طور نیست! زنِ ایرانی را در طول قرن‌ها و سالیانِ متوالی و متمادی، به‌اندازه‌ای ضعیف نگاه داشته و به حاشیه رانده‌اند که هرچقدر در این موضوع کار شود، باز هم کم است. بیایید خودمان را فریب ندهیم! در تاریخ گذشته‌ی ما هیچ زنِ قهرمانی وجود ندارد. هیچ زنِ قهرمانِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده‌ای وجود ندارد؛ وجود ندارد چرا که نگذاشته‌اند امکانِ بروز و ظهور پیدا کند.



جان فوران در کتاب «مقاومت‌شکننده» (تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی) می‌نویسد: «در تهران نیز زنان در رویدادهای حساس ژانویه‌ی ۱۸۹۲ (دی و بهمن ۱۲۷۰) دخالت مؤثر داشتند» [۱] و این برهه‌ی برخاستن به‌قصد تحریم تنباکوست. اما پس از به ثمر رسیدن جنبش مذکور و بعد پیروزی مشروطیت، در نظام‌نامه‌ی انتخابات مجلس شورای ملی، "طایفه‌ی نسوان" در کنارِ ناقص‌العقل‌ها، خارجی‌ها، قاتل‌ها، سارقین، مفسدین، اهالیِ فسق‌وفجور و... محروم از حق رأی اعلام می‌‌شوند! [۲] تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.



بله! هنر ما و هنرمندانِ ما، ارائه‌ی تصویری واقعی از زنی مؤثر، متعهد و باشکوه را بدهکارند به این تاریخ؛ تاریخِ ساخته و پرداخته‌ی مردان و البته مکتوب‌شده به‌وسیله‌ی همان‌ها. تکلیف تلویزیون که روشن است! گورستانی سوت‌وکور که اصلاً مُرده‌ای در آن نخواهید یافت! سینمای‌مان هم که سال‌هاست حتی از وجود همان قهرمانِ مذکرِ معهود خالی شده! پس تنها می‌ماند نمایش‌هایی از قبیلِ «مرد شده» که اغلب هم نه حمایتِ چندانی به خود می‌بینند، نه -خواسته یا ناخواسته- بازیگرِ چهره و سلبریتی در آن‌ها حضور پیدا می‌کند.



تقدیمِ زنی چنین قدرتمند به حافظه‌ی تئاتریِ مخاطبان، امکان‌پذیر نمی‌شد اگر بازیگر -به‌تمام‌معنی- دل‌باخته‌ی نقش‌اش نمی‌بود. نسیم میرزاده -که پیش‌تر او را با شکل‌وشمایلی کاملاً دور از فرمیسک، تنها در یک اپیزود از مجموعه‌ی «چرخِ فلک» دیده بودم- این‌جا پرانرژی و شورانگیز، زنی واقعی را پیش چشم می‌گذارد که منفعل نیست؛ می‌جنگد، فرمان می‌دهد، نان می‌پزد، مرهم می‌گذارد، امید می‌بخشد و نمی‌خوابد... او هرگز نمی‌خوابد! این زن آدم‌آهنی نیست، ماشینِ آدم‌کشی نیست و عاطفه و احساس در وجودش نمُرده. همه‌ی این‌ها -مجموعاً- دست به دستِ یک‌دیگر داده‌اند تا فرمیسک و فرمیسک‌ها گوشه‌ای از ذهن‌مان را اشغال کنند.



سایرِ بازیگران نیز اجرایی موفق و قابلِ‌قبول دارند؛ دُنا تارُفی ایفاگرِ نقش هاناست، زنی مبارز با احساساتِ رقیق‌تر که به‌نوعی کامل‌کننده‌ی شخصیتِ کم‌تر انعطاف‌پذیرِ فرمیسک می‌شود. مَردی (با بازی بهزاد خلج) با سربه‌هوایی‌ها، حرف‌ها و حرکات‌اش هرازگاهی لبخندی بر لب تماشاگر می‌نشاند که در اتمسفرِ ملتهب و اندوه‌بارِ «مرد شده» غنیمت است! مجتبی فلاحی هم که اتوکشیده‌ترین کاراکترِ نمایش را بازی می‌کند، باورپذیر است و دافعه ایجاد نمی‌کند.



نقطه‌ی اوجِ «مرد شده»، بزنگاهِ گره‌گشایی از دلیلِ غیبتِ پدر توسط فرمیسک است. میرزاده از پسِ ادای مونولوگی طولانی -که آکنده از تصاویر است- به‌شایستگی برمی‌آید؛ تک‌گوییِ احساس‌برانگیزِ فرمیسک آن‌جا اوجی دوچندان می‌گیرد که این کلمات را به زبان می‌آورد: «تیغِ‌ش کُند نبود، سرِ مردِ کُرد به ای[ن] راحتیا جدا نمی‌شه از تنِ‌ش...»



حیف است نتیجه‌ی زحماتِ چنین گروه‌هایی، تعداد محدودی تماشاگر داشته باشد؛ شاید مدت‌زمانی کوتاه بشود تب‌وتابِ جام جهانی، اخبار ناگوار اقتصادی و گرمای آزاردهنده‌ی این روزهای پایتخت را فراموش کرد و در ایران‌شهر به تماشای «مرد شده» نشست؛ نمایشی که تماشای‌اش را به‌ویژه بایستی به خانم‌ها پیشنهاد داد. «مرد شده» درباره‌ی زنانی‌ست که این‌طور ایستاده‌اند: «فرزند در آغوش و اسلحه در دست».

 




[۱]: فوران، جان (۱۳۸۶). مقاومت‌شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی، ترجمه‌ی احمد تدین، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، صفحه‌ی ۲۵۴.
[۲]: کرمانی، ناظم‌الاسلام (۱۳۴۶). تاریخ بیداری ایرانیان، به‌اهتمامِ سعیدی سیرجانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، صفحه‌ی ۳۶۳.


نویسنده، طراح و کارگردان: آسو بهاری
بازیگران (به‌ترتیبِ ورود): مجتبی فلاحی، نسیم میرزاده، بهزاد خلج، دُنا تارُفی
تهیه‌کننده: سجاد افشاریان
محل اجرا: تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، سالن استاد سمندریان
زمان: ۱۸ خرداد تا ۱۵ تیر ۹۷، ساعت ۱۹

 

 

 

تحلیل تجسمی

بانک اطلاعات هنری