اختصاصی

آیا سعی در یادآوری عملی عبث است؟ / اشاره‌ای به سیاستِ «شب و مه» اثر آلن رنه

شب و مه آلن رنه

مقدمه

آیا تماشای شب و مه امروز هم موضوعیت دارد؟ فرانسوا تروفو این فیلم را بهترین فیلم تاریخ سینما در زمینه‌ی جنگ می‌دانست، و یکی از مهم‌ترین دلایل این انتخاب برای او آن است که این اثر، روایتِ جنگ را از انتها و جهانِ پس از جنگ آغاز می‌کند. چه ارتباط تنگاتنگی بین نوعِ خاص روایت رنه و جهانِ پس از آشوویتز وجود دارد؟ و در نهایتِ امر اینکه چه ارتباطی بین این دو پرسشِ طرح شده وجود دارد؟ در این یادداشت سعی خواهد شد تا از خلال یک صورت‌بندیِ کلی از اثرِ رنه، پاسخی به این پرسش ارائه شود. البته باید یادآور شد که اگر این یادداشت ابهامی به اثرِ رنه وارد می‌کند، امیدش هم‌چون گوستاو مالر، آهنگ‌سازی که سرتاسر موسیقی قرن بیستم مدیون اوست، به این است که متهم به عدم شفافیت نشود، زیرا از لحظه‌ای به بعد به فهمِ مخاطب تکیه می‌کند. همان‌طور که از پرسش‌های مطرح شده مشخص است، بحث بر سرِ سه زمانِ «پیش از جنگ»، «پس از جنگ» و «اکنون» است و در ادامه سعی خواهد شد به صورت اجمالی رابطه‌ی تاریخیِ این سه زمان از طریقِ پرداخت و بدیلی که شب‌ و مه پیش می‌کشد، بررسی شود.


پیش و پس از جنگ؛ زمانِ از دست رفته


بخش ابتدایی این فیلم با برهم‌خوردگیِ تصویری زیبا از یک «منظره‌ی آرام و با صفا» توسط سیم‌های خاردار آغار می‌شود و گوینده (میشل بوکه)، با صدایی سرد و بی‌هیجان، دل‌خوشی‌های بیننده به چنین منظره‌هایی را از بین می‌برد و فیلم از انتها آغاز می‌شود؛ از انتهای جنگی که بقایایی برجا گذاشته و این بقایا می‌توانند به سادگی به ساختمان‌های قدیمیِ زیبای توریست‌پسند بدل شوند، اما شب و مه نخواهد گذاشت این اتفاق بیافتد.


از چه طریق می‌توان مانع وقوع چنین اتفاقی شد؟ پاسخ فیلم این است: از یادآوری آن‌چه در این مکان‌ها بر بدن‌های انسان رفته است. حال چرا یادآوری، و نه فهمیدن؟ این یادآوری در مقابل کدام فراموشی قرار می‌گیرد؟ مگر ممکن است طی مدت زمانی به آن کوتاهی (10 الی 20 سال) چنین فجایعی از یاد رفته باشند؟ و در نهایت امر، یادآوریِ مورد نظر چه ابعادی دارد؟ برای ارائه‌ی پاسخ‌هایی ولو مبهم به این پرسش‌ها، فیلم را پی می‌گیرم.

 

برای خواندن مقاله کامل آن را دانلود کنید

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

دیدگاه‌ها  

+8 #1 سینه‌فیل 1395-02-14 07:49
با اینکه یادداشت به معنای دقیق کلمه سینمایی نبود اما خوشبختانه از سینما خارج هم نشد و این خودش جای شکر داره
البته متن در اواخر خودش خیلی سنگین میشد مخصوصا جاهایی که به فلسفه نزدیک‌تر میشد و ای کاش نویسنده حجم انتهای متن رو بیشتر میکرد تا فهمش ساده‌تر بشه و اینقدر مختصرگویی نمیکرد
با تشکر
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

  • در باب پستی

    مقدمه: "تراکینگ شات کاپو" فرمولی از ژاک ریوت بود که در دستان سرژ دنی و تنی چند از روشنفکران دیگر [در گذر زمان] بدل به اسطوره‌ی سینه‌فیل‌های ارتدوکس ش...

بانک اطلاعات هنری