اختصاصی

  • جوجو خرگوش برنده جایزه اصلی جشنواره تورنتو 2019

    فیلم سینمایی «جوجو خرگوش» که در گونه کمدی سیاه با موضوع رهبر نازی‌ها ساخته شده است، مهم‌ترین جایزه جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۱۹ را کسب کرد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر به نقل از ورایتی، فیلم سینمایی «جوجو خرگوش» ساخته تایکا وایتیتی جایزه بهترین فیلم از نگاه مخاطبان چهل و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو را کسب ک...

نگاهی به فیلم‌های«کفش‌هایم کو»؟ و «برادرم خسرو» / ایده هایم کو؟

 

استفاده از شخصیت محوری پیرمردی آلزایمری و جوانی دوقطبی در فیلم، برای فیلم سازان، بستر حاصلخیزی را فراهم می‌کند تا با مطالعه ی دقیق پیرامون ویژگی های این دسته از افراد ، درامی گیرا و حساب شده را خلق کند. اما کارگردانان این دو ایده که از دو نسل کاملا متفاوت سینمای ایران هستند ، از این موقعیت مناسب استفاده نکردند و با خلق کاراکترهایی دست و پا بسته ، خود را در دایره ی محدود تکیه بر توانایی های بازیگر نقش اصلی ، به دام انداخته‌اند.


در تاریخ سینما فیلم های متعددی با بهره گیری از افراد دارای مشکلات پزشکی ساخته شده است. اما در این حیطه ی جذاب ، فیلمسازان معدودی توانسته اند آثاری درخور توجه بیافرینند. شاید نمونه ی متاخر آن فیلم ذهن زیباست. فیلمی پیرامون ریاضی دانی با اختلال روانی ، که علی رغم موفقیت شغلی ، نمی تواند بر مشکلات روانی اش در محیط خانواده ، چیره شود. فیلمساز در این فیلم ، از بیماری روانی کاراکتر اصلی ، برای خلق خرده داستان هایی استفاده کرده است که همگی در خدمت داستان اصلی اند و علاوه بر شرح جامع ویژگی های این دسته از بیماران ، معضلات پیش روی آنها را به دقت به تصویر می کشد و بارها مخاطب را به هم ذات پنداری با شخصیت اصلی وا می دارد.


پوراحمد در کفش هایم کو ، ظرافت های بازی رضا کیانیان را هدف گرفته و پیرنگ های قصه اش را بارها نیمه کاره رها می کند. میزانسن در بسیاری از سکانس ها ، با عجله انتخاب شده و کاراکتری همچون بهاره ، ناگهان از فیلم حذف می شود ، بدون آنکه توضیحی داده شود. پوراحمد که با شب یلدا ، هنرش را در به تصویر کشیدن تنهایی های یک مرد به نمایش گذاشته بود ، سالهاست نتوانسته فیلمی در آن سطح بسازد. کفش هایم کو ، بارها با پاساژهای داستانی پراکنده ، بیننده را با سردرگمی مواجه می کند و با گرایش به سانتی مانتالیسم ، سعی در نشاندن مخاطب سخت پسند جشنواره بر روی صندلی اش کرده است. شگردی که سالهاست کارکرد خود را از دست داده است و بینندگان معاصر سینما ، با این روش ، مسحور اشک ها و لیخندها نمی شوند.


احسان بیگلری در اولین تجربه ی سینمایی اش ،با نام برادرم خسرو ، با محوریت قرار دادن کاراکتری دوقطبی ، سعی در نمایش مصائب فرد مبتلا و درگیری های اعضای خانواده ی او دارد . او با انتخاب شهاب حسینی به عنوان بازیگر این نقش پیچیده ، نیمی از راه را به درستی و با هوشمندی می پیماید، اما قصه ی بیگلری به معضل تکرار دچار می شود . او بارها و با نگاهی یکسان ، چالش های کاراکترها را با ورود یک تازه وارد به تصویر می کشد و تلاشی برای نمایش جزییاتی از گذشته ی اعضای خانواده نمی کند . رمزگشایی از شیمی روابط دو برادر اتفاق نمی افتد . برادر بزرگتر که با بازی روان ناصر هاشمی همراه است ، رفتارهای باورپذیری ارائه نمی دهد و منطق روایی را درهم می شکند. شخصیت هنگامه قاضیانی ، که بارها به گذشته اش اشاره می شود ، اما هیچ افشاگری و غافل گیری به دنبال ندارد و مخاطب با سوالات بی پاسخ بسیاری رها می شود.

 

درباره نویسنده :
خشایار سنجری
نام نویسنده: خشایار سنجری

سوابق تحصیلی: جراح دندانپزشک دانش آموخته ی دانشگاه تهران
عرصة فعالیت: همکاری به عنوان منتقد با سایت‌های تحلیلی سینمایی، سردبیر و
مدیر مسئول نشریة مهرگان در دانشگاه تهران، موسس و دبیر سابق کانون فرهنگی
هنری هامون در دانشگاه تهران، ساخت فیلم کوتاه، نگارش داستان‌های کوتاه و فیلمنامه فیلم‌های کوتاه
زمینة پژوهش: موج نو سینمای فرانسه، سینمای مینیمال، معماری در سینمای فرانسه



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل تجسمی

بانک اطلاعات هنری