اختصاصی

  • لحظه شماری برای آغاز جشنواره فیلم ونیز 2017

    هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز با ۲۲ فیلم در بخش اصلی از ۳۰ اوت تا ۹ سپتامبر برگزار می‌شود. در این دوره، سینمای ایران در بخش‌های جانبی ونیز از جمله در «روزهای مؤلفان» و در بخش «افق‌ها» حضور برجسته‌ای دارد. تازه‌ترین فیلم شیرین نشاط، هنرمند و سینماگر ایرانی در بخش «روزهای مؤلفان» به نمایش درمی‌آید....
  • 30 نقل قول تُند فیلمسازان درباره‌ی فیلمسازان دیگر [بخش دوم]

    16. کوین اسمیت درباره‌ی پل توماس اندرسون(بخصوص فیلم مگنولیا): "من دوباره هرگز دوباره آن را نمی‌بینم. البته تصمیم گرفته‌ام که آن را همیشه روی میز کارم داشته باشم. آن هم به عنوان یادآوری برای خودم. یادآوری برای اینکه هرگز چیزی شبیه به آن نسازم"____________________...

بانویی از اسلو

نقد فیلم گشت 2؛ داستان‌گو و بازی‌های خوب؛ گونه کمدی در ایران به لودگی آغشته است

گشت ارشاد 2

 

عباس (حمید فرخ نژاد) و حسن (ساعد سهیلی) و عطا (پولاد کیمیایی) یکبار دیگر کنار هم جمع می‌شوند تا ماجراجویی‌های مختلفی داشته باشند. عطا که در پایان قسمت اول تیر خورده بود به کما می‌رود و کمی از حافظه را از دست داده و در سوی دیگر حبس عباس و حسن به پایان می‌رسد. فیلم با شوخی‌های مختلف و نیش و کنایه‌های سیاسی به مفاسد اقتصادی آغاز می‌گردد و این مشکل اقتصادی در زیرلایه داستان گشت 2 تا پایان فیلم وجود دارد. درام نیز جایی شکل می‌گیرد که عطا با دو دوست دیگر برای یک کار آبرومند هم‌قطار می‌شود.

 

فیلم اساسا یک مشکل بزرگ دارد که در قسمت اول نیز دیده می‌شد، این که چرا این سه نفر دست به یک کار آبرومند نمی‌زنند و از ابتدا فقط در حرف دنبال این کار هستند. آن‌ها می‌توانستند وارد یک کار آبرومند بشوند و سپس به این سمت سوق داده شوند، اما خیلی سریع تصمیم ‌می‌گیرند دست به اعمال قدیمی و تلکه کردن دیگران بزنند. نقطه دوم داستان که در ادامه همان خط اصلی شکل می‌گیرد ایده ماورایی است که به فیلم تزریق می‌شود. عطا می‌تواند اتفاقاتی را حدس بزند یا بهتر بگوییم وایپ کند. (وایپ یک ویژگی متافیزیکی در ابرقهرمانان دی سی است که شخص وایپ کننده با نزدیک شدن به فردی یا ردی از یک کالا می‌تواند اتفاقاتی از گذشته یا آینده آن را مشاهده کند.) این ایده وایپ کردن از دل یک شرایط عجیب بیرون می‌آید و ایده بسیار جالبی است، اما در فیلمی کمدی که می‌خواهد انتقادات اجتماعی کاملا سطحی را بکند به هم جور در نمی‌آید.

 

سه شخصیت اصلی قصه با این ویژگی عطا تبدیل به فال گیر و رمال می‌شوند و سعی دارند امرار معاش کنند. فیلم قصه خود را با این ایده جالب خوب پیش می‌برد اما همسایگی این سه با سه دختر جوان و معاشرت‌های کلیشه‌ای، غذا بردن در خانه یکدیگر، جلوی مزاحمانشان ایستادن و از این دست ارتباطات به قصه اصلی ضربه می‌زند. فیلم از اساس داعیه انتقادات اجتماعی دارد. از زندانیانی که صاحب منصب و مفسد اقتصادی به شمار می‌روند و عباس با آن‌ها شوخی می‌کند بگیرید تا این که دانشجویان برای امرار معاش و درآوردن هزینه زندگی‌اشان باید در جای بدی زندگی کنند و به دوره‌گردی روی بیاورند، مشاور وزیر سر وزیر را کلاه می‌گذارد ت این که سه شخصیت اصلی قصه کار ندارند و دست به چنین کارهایی می‌زنند. فیلم می‌خواهد اعتراض کند اما اعتراض را بلد نیست و اعتراض سطحی لحظه‌ای دیده می‌شود و بدون هیچ تأثیری فراموش می‌شود. اعتراض سطحی مثل عربده‌های عباس پس از دستگیری است که ما مگه چی کار کردیم و برید دونه گنده‌هایی را بگیرید که ...

 

حمید فرخ نژاد در این فیلم به مراتب بهتر از «خوب بد جلف» دیگر کمدی در حال اکران بازی کرده است و معلوم نیست چرا برای «خوب بد جلف» در جشنواره سال گذشته اکران شد و این بازی او دیده نشد. ساعد سهیلی نیز در ادامه روند رو به رشد بازیگری‌اش در چند سال اخیر بازی خوبی را ارائه داده است. در کنار حسن‌های فیلم، قصه بدون حساب به پایان می‌رسد. جمع بندی درستی ندارد. یکی از آن جمع بندی‌ها که در پاراگراف فوق به آن اشاره شد همان عربده‌های عباس پس از بازداشت است، اما در خود داستان و سرنوشت این افراد، فراانسان شدن عطا و دیگر مواردی از این دست بدون حساب و کتاب رها می‌شوند.

 

مورد دیگری که در این فیلم توی ذوق می‌زند شوخی‌های بسیار سطح پایین، ادا و اطوار زننده و لوده‌ بازی‌هایی است که گویی قرار نیست دست از سر طنزهای سینمای ایران بردارد. ژانر کمدی که یکی از کهن ترین گونه‌های ادبیات نمایشی به شمار می‌رود خود به زیرمجموعه‌هایی تقسیم می‌شود که لوده‌بازی جایی در آن ندارد و بحث‌های تخصصی نیز جایی در چنین یادداشت‌هایی ندارد. حتی وقتی ما دو بازی بسیار خوب از حمید فرخ نژاد و ساعد سهیلی می‌بینیم. ایده وایپ کردن و رمالی جالبی را می‌بینیم، کمدی سینمای ما به ورطه‌ی لوده بازی برای جذب قشر خاصی می‌رود که گیشه را تسخیر کند. در هر جایی وقتی کانال های تبلیغاتی زیاد می‌شوند همه خوشحال می‌شوند، اما برای سینمای ما تبلیغات در کانال‌های تازه مانند اینستاگرام و شبکه جم تبدیل به صحنه‌ای از بزن برقص و شوخی‌های ناجور شده‌اند.

 

گشت ارشاد که اولین قسمت این مجموعه بود خود نقد اجتماعی مهمی به یک حرکت اجرایی نیروی انتظامی در مقابله با بدحجابی بود که به نظر کارشناسان فرهنگی به بدترین نحو پیش می‌رفت و بایستی با کار فرهنگی هر چیز را تبلیغ کرد نه آن شیوه و همین فیلم در یک نقد اجتماعی موفق محسوب شد و توانست در دل مردم نیز جای باز کند، اما قسمت دوم فقط بخشی از آن اسم و شخصیت‌های اصلی را یدک می‌کشد که قرار است نقدی را انجام بدهند که به هیچ وجه نقد نیست و اسیر لمپنیسم می‌شود.

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: نرگس جهانبخش

کارشناس ارشد پژوهش هنر

همکاری با آکادمی هنر از 1391

نویسنده و مترجم


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل ادبی