اختصاصی

  کاور

گزیده نظرات منتقدان درباره دانکرک Dunkirk ساخته کریستوفر نولان

 

 

رولینگ استون: فیلم جدید نولان احتمالاً بهترین اثر ژانر جنگ است. اثر جدید نولان، از فریم ابتدایی تا سکانس نهایی، روایتی باشکوه و به یاد ماندنی از نبردی تاریخی است. کریستوفر نولان از جمله کارگردان هایی است که با تکیه بر نبوغ و توانایی خود اطرافیانش توانسته اند تعدادی از ماندگار ترین فیلم های تاریخ سینما را به جامعه ی هنری پیشکش نمایند. نولان بعد از ساخت اثری به نام «میان ستاره‌ای» که به عقیده‌ی بسیاری از منتقدین یکی از فاخرترین فیلم های ژانر علمی-تخیلی است، به سراغ ژانر جنگی رفت و این بار دست روی نبردی تاریخی به نام «دانکرک» گذاشت. بحث ها در رابطه با نولان و سینمایش بسیار است. عده ای او را یک کارگردان نابغه و با استعداد می دانند و عده ای نیز فیلم هایش را صرفاً به سینمای پاپکورنی و تفننی ربط می دهند؛ ولی سوالی که پیش می آید این است که اگر نولان نتواند جنگ جهانی را این چنین به تصویر بکشد در عصر حاضر چه کسی قادر به انجام چنین امری است؟ نولان برای ساخت این فیلم تا جایی که امکان داشته از فناوری IMAX استفاده کرده است. این فناوری به کارگردان این امکان را می دهد که واضح ترین و واقعی ترین تصاویر را ضبط و ثبت نماید و در زمینه ی کیفیت تقریباً می توان گفت که IMAX یکی از استاندارد ترین فرمت های فیلم سازی به حساب می آید. نولان داستان فیلم خود را از سه زاویه ی زمین، هوا و دریا روایت نموده است. وی بر خلاف آثار گذشته ی خود در دانکرک تا جایی که امکان داشته از گنجاندن دیالوگ صرف نظر کرده است و صرفاً مستندی نفس گیر از آن چه در ساحل دانکرک رخ داده است را به نمایش گذاشته و قضاوت را بر عهده ی مخاطبان گذاشته است. با توجه به این که تنها چند روز از اکران فیلم می گذرد، بسیاری از منتقدین فیلمنامه‌ی اثر مذکور را یکی از جدی ترین نامزد های کسب اسکار سال جاری قلمداد نموده اند.


ورایتی: تماشای این فیلم او را به دوران آثار کلاسیک سینما در سال های دور برده است و ستاره‌ی اصلی فیلم کسی نیست جز شخص نولان که میزان جذابیت فیلمش به مراتب از هر آن چه تاکنون کارگردانی نموده بالاتر است. او در پیدا کردن روشی برای تلفیق واقعیت و سینما به بهترین نحو ممکن موفق بوده است و تکنیک هایی که برای ساخت دانکرک استفاده کرده تقریباً در فیلم های این ژانر پیدا نمی شوند. دانکرک همان چیزیست که مخاطبان نولان و سینمایش به دنبال آن هستند و ورای این که پروژه ای عظیم و پر هزینه ای بوده می توان آن را یک اثر هنری فاخر قلمداد نمود و تا این لحظه، بدون شک بهترین فیلم سال بوده است.


ایندی وایر: «دانکرک» در آشفته بازار جنگ و ترکش و تیر و خمپاره، به زیبایی هر چه تمام تر توانسته تاثیر نظم و انظباط بر پیشبرد اهداف جنگی را به تصویر بکشد. این فیلم با فاصله ی بسیار، از هر آن چه نولان تاکنون کارگردانی نموده فاصله دارد. نولان در فیلم خود هیچ ترسی از کشتن سلبرتی ها و بازیگران خود ندارد و یک بی رحم تمام عیار است. نکته ی بسیار جالب فیلم زمانی است که می بینیم در چنین پروژه ی مهمی از بازیگران تازه کاری چون «فیون وایت هد، تام گلین و جک لاودن» استفاده می کند و تمامی آن ها نقش عمده ای در روایت داستان ایفا می کنند.


ای دبلیو EW: اگر قرار باشد نماینده ای از بریتانیا به مصاف «نجات سرباز رایان» اسپیلبرگ برود بدون شک نولان و دانکرک او بهترین گزینه ها هستند. از کارگردان آثاری چون «ممنتو، شوالیه ی تاریکی و سرآغاز» بعید بود که چنین اثر کلاسیکی را بسازد ولی وقتی به محتوای فیلم می نگرید، اجزای آن به مانند ضرب آهنگ تند درام بر روح و روان شما تاثیر می گذارند.


Associated Press: نولان در فیلم 106 دقیقه ای خود، مخاطب را در ساحل دانکرک با چیزی نزدیک به 4هزار سیاه لشکر رها می کند و شما را در تمام این مدت زمان در بطن هیجان و جنگ و خون ریزی بی پناه می گذارد. سکانس های فیلم بی رحم، خشونت آمیز و هنرمندانه فیلم برداری شده اند.

 

گاردین: «دانکِرک» بهترین فیلم کریستوفر نولان تا به امروز است.موسیقی متن این فیلم نیز بهترین اثر هانس زیمِر محسوب می شود: هم نوازی هراس آور،مویه کننده و نالان با کابوس روایت شده که سر انجام برای رهایی خود به واریاسیون های اِلگار (اِدوُرد اِلگار،آهنگ ساز بریتانیایی) مانند تغییر می یابد. هانس زیمِر مرثیه دوازده نغمه ای بی وقفه ای خلق می کند که سوت پرتاب بمب افکن ها و گردش دلهره آور جذر و مد را به یاد می آورد و با صدای کر کننده توپ خانه و آتش تیر بار چنان ترکیب می یابد که گویی از درون شنونده به بیرون پرتاب می شود و هم صدا با رگ بار گلوله سر تا سر سالن سینما پخش می شود. البته فیلم در مقیاسی عظیم و به سبک کریستوفر نولان پرداخت شده است. از نگاه سنتی، نبرد دانکرک واقعه ای در شرف شکست بود که به گونه ای معجزه آسا از فاجعه رهید. قایق های کوچک شجاع در مقابل شرایطی ایستادند که در آن استراتژی ارتش آلمان نازی باعث تضعیف ارتش بریتانیا شده بود، دولت بریتانیا نیز با این بد گمانی تحقیر شد که فقط اشتباه محاسباتی یا سیاست عملی مرموز هیتلر بود که جلوی پیشروی ارتش آلمان را گرفت و تخلیه را ممکن ساخت. گونه دیگری از فیلم می توانست شامل صحنه‌های مقر فرماندهی در برلین باشد که ژنرال ها را در حال بحث با پیشوا درباره این موضوع نشان می دهد. احتمالا کریستوفر نولان نمی خواسته فیلمش در حد هجویات یوتیوب بازهای جعلی تنزل یابد.

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل سینما

  • آدورنو، گدار و سیاست زیبایی‌شناسی

    تئودور آدورنو در کتاب نظریه‌ی زیبایی‌شناسی، ظهور هنر مدرن بورژوایی را با ظهور سوژه و بیدار شدن سوبژکتیویته پیوند می‌‌دهد. به اعتقاد آدورنو، هنر سنتی ب...

تحلیل ادبی