اختصاصی

  • لحظه شماری برای آغاز جشنواره فیلم ونیز 2017

    هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز با ۲۲ فیلم در بخش اصلی از ۳۰ اوت تا ۹ سپتامبر برگزار می‌شود. در این دوره، سینمای ایران در بخش‌های جانبی ونیز از جمله در «روزهای مؤلفان» و در بخش «افق‌ها» حضور برجسته‌ای دارد. تازه‌ترین فیلم شیرین نشاط، هنرمند و سینماگر ایرانی در بخش «روزهای مؤلفان» به نمایش درمی‌آید....
  • 30 نقل قول تُند فیلمسازان درباره‌ی فیلمسازان دیگر [بخش دوم]

    16. کوین اسمیت درباره‌ی پل توماس اندرسون(بخصوص فیلم مگنولیا): "من دوباره هرگز دوباره آن را نمی‌بینم. البته تصمیم گرفته‌ام که آن را همیشه روی میز کارم داشته باشم. آن هم به عنوان یادآوری برای خودم. یادآوری برای اینکه هرگز چیزی شبیه به آن نسازم"____________________...

بانویی از اسلو

گئورنیکا و پدیده‌ی فاشیسم

 

 

 

در نمایشگاه بین‌المللی پاریس در سال ۱۹۳۷ که همزمان با جنگ داخلی اسپانیا برگزار شد به هنرمندان اجازه داده شد علیه بیرحمی جنگ ابراز نظر کنند. در آن مقطع بخشی از آثار نقاشی به پروپاگاندا بدل شدند.


روز ۲۶ آوریل ۱۹۳۷ بمب‌افکن‌های آلمان نازی و رژیم فاشیست ایتالیا شهر گئورنیکا در ایالت باسک واقع در شمال اسپانیا را بمباران کردند. در جریان سه ساعت حمله هوایی سه چهارم از این شهر قدیمی نابود و صدها نفر از مردم کشته و زخمی شدند. براساس گزارش‌هایی که در آن زمان منتشر شد این حمله در تاریخ نظامی تا آن زمان بی‌سابقه بود و منبع الهام یکی از مشهورترین آثار نقاشی ضد جنگ تاریخ شد. در نمایشگاهی که در لندن برپا شده بود در آن آثار نقاشانی که به بی رحمی و کشتار درجنگ داخلی اسپانیا واکنش نشان دادند به نمایش گذاشته شد.

 

این هنرمندان در نمایشگاه پاریس ۱۹۳۷ شرکت داشتند که کمتر از یک ماه پس از بمباران شهر گئورنیکا و فقط ۱۰ ماه پس از شروع جنگ داخلی اسپانیا افتتاح شد. این نمایشگاه معمولا به خاطر رقابت شدید دو کشور به خاطر سپرده شده است: آلمان با برج عظیمی که از سنگ گرانیت ساخته بود و روی آن عقاب و صلیب شکسته بزرگی نصب شده بود و اتحاد جماهیر شوروی که بر فراز سازه بزرگ و پوشیده در سنگ مرمر مجسمه ای از دو پیکره انسان با داس و چکشی حتی بزرگتر نصب شده بود.

 

ولی در عین حال محل نمایش پروژه کوچکتری بود که از هر دو نماد یکتاپرستانه این دو قدرت زمانه خود پایدارتر ماند. نمایشگاه گالری شهرداری بارسلون در حقیقت به مناسبت هشتادمین سالگرد غرفه اسپانیا در نمایشگاه بین‌المللی پاریس برگزار می‌شود که در آن زمان از نگاه دایر کننده آن یعنی جمهوری دوم اسپانیا تلاشی بود برای برملا کردن بیرحمی‌های ژنرال فرانکو برای جهانیان آن هم در سالهایی که خودکامگی و استبداد همه جا در حال قدرت‌گیری بود.

 

اهداف جمهوری اسپانیا با معماری غرفه‌های آلمان و اتحاد شوروی که در آن برتری ایدئولوژیک انسان مورد نظرشان به نمایش گذاشته می‌شد بسیار متفاوت بود. به مرور که اروپا به سمت جنگ پیش رفت شرایط اسپانیا در سراسر جهان اهمیت بیشتری پیدا کرد و به صحنه جدال بین نیروهای فاشیسم و کمونیسم بدل شد و منبع الهام آثار جدید تعدادی از بزرگترین هنرمندان آن دوران شد. آثار پابلو پیکاسو، خولیو گونزالز، خوان میرو، الکساندر کالدر، آلبرتو سانچز و خوزه گوتییرز سولان در غرفه اسپانیا به نمایش گذاشته شدند.

 

کار تهیه دیوارنگاری برای نمایشگاه به پیکاسو سپرده شد. او از اوایل سال ۱۹۳۷ نقاشی مجموعه‌ای تحت عنوان "خواب و دروغ فرانکو" را شروع کرده‌بود. او پس از خواندن گزارش‌های مربوط به حمله نیروهای فرانکو و متحدان خارجی او به شهر گرنیکا کار روی تابلویی را شروع کرد که به نماد عمومی‌تر مبارزه علیه فاشیسم بدل شد.

 

به گفته فرناندو مارتین، مورخ هنر "برای اولین بار در تاریخ معاصر جنگ یک شهر و ساکنان غیرنظامی آن به عنوان روش ایجاد خوف و شیوه‌ای برای آزمایش سلاحهای جنگی قتلعام شدند. این لحظه‌ای بود که پیکاسو تصمیم گرفت آنرا برای موضوع دیوارنگاری خود برای نمایشگاه انتخاب کند." نقاشی او با عنوان گرنیکا در نمایشگاه اخیر لندن به نمایش گذاشته نشد (محل دائمی نمایش آن موزه ملکه سوفیا شهر مادرید است.) ولی نشانه ها و جزییاتی از روند خلق آن را می‌توان دید، از جمله عکسهایی که دورا مار دوست دختر پیکاسو در آن دوران گرفته‌است. نقاشی این دیوارنگاره یک ماه طول کشید . پیکاسو در حالی که مشغول این نقاشی بود برای مقابله با شایعاتی که در مورد حمایت او از اردوی ناسیونالیستها پخش شده بود بیانیه‌ای صادر کرد و گفت: "در دیوارنگاره‌ای که روی آن کار می‌کنم و آنرا گرنیکا نام خواهم داد و در تمامی آثار هنری اخیرم، من با صراحت انزجار خود از کاست (گروه) نظامی که اسپانیا را در اقیانوسی از مرگ و مصیبت غرق کرده بیان کرده‌ام."

 

 

بوم سیاسی

 

هنرمندانی که آثار هنری غرفه اسپانیا در نمایشگاه پاریس را خلق کردند هدف سیاسی کاملا صریحی نداشتند. خوان مانوئل مونت برگزار کننده نمایشگاه لندن می‌گوید: "تمامی آثار بزرگ در غرفه جمهوری اسپانیا سفارشهای مشخصی بودند. نکته ویژه در مورد سفارشها این بود که قرار نبود سیاسی باشند ولی هنرمندان خودشان تصمیم گرفتند که به حوادث آن زمان اینطور واکنش نشان دهند."

 

آقای بونت می‌گوید برای برخی از آنها نگاه تازه‌ای بود و می‌افزاید: "قبل از ۱۹۳۶ نه پیکاسو و نه خوان میرو هیچکدام چندان سیاسی نبودند اما جنگ داخلی اسپانیا این را تغییر داد." به گفته او آرزو و دروغ فرانکو اثر پابلو پیکاسو در سال ۱۹۳۷ و "به اسپانیا کمک کنید" اثر خوان میرو اولین آثار کاملا سیاسی این دو هنرمند است. "پیکاسو بعدها در سال ۱۹۴۴ به حزب کمونیست فرانسه پیوست و خوان میرو هم در فعالیتهای ضد رژیم ژنرال فرانکو حتی تا دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی خیلی فعال باقی‌ماند." نمایشگاه لندن با کمک خوان پونیت میرو مورخ و نوه خوان میرو نقاش برگزار شده است. یکی از آثاری که در آن به نمایش گذاشته شده بازسازی اثر پدر بزرگ او به نام دروگر (ریپر یا السگادور) دیوارنگاره‌ای است که نقاش روی مصالح ساختمانی برای نمایشگاه بین‌المللی ۱۹۳۷ پاریس کشیده بود ولی پس از برچیدن نمایشگاه از بین رفته و یا گم شده است. در این اثر یک کشاورز کاتالان با کله‌ای بسیار عجیب و بزرگ بصورت نمادی از خشم و ناباوری به آنچه که در اسپانیای آن زمان روی داده تصویر شده است. خوان میرو گفته بود: "البته که من آن اثر را بعنوان اعتراض کشیدم. کشاورز کاتالان نماد قدرت، استقلال و مقاومت است." 

 

پروپاگاندای ناگهانی و زودگذر

 

هر دو دیوارنگاری (گئورنیکا توسط پیکاسو و دروگر توسط خوان میرو) به سبک هنر تبلیغاتی و تهییجی اتحاد شوروی خلق شدند. خوان میرو در این مورد می‌نویسد: "هنر زودگذر براساس پروپاگاندا و اهداف تهییجی برای اهداف سیاسی با هدف تحریک توده‌های مردم تولید می‌شود و این دیوار نگاره‌ها شبیه پوسترهای تبلیغات سیاسی عظمیم‌الجثه بودند." خوزه برگامین نیز در این زمینه گفته است: "گرنیکا یک نقاشی نبود بلکه گرافیتی بود، اما گرافیتی که یک نابغه آنرا کشیده بود." 

 

گئورنیکا که روی بومی از جنسی بی‌کیفیت کشیده شده ممکن بود به سادگی از بین برود. به گفته پونیت میرو "هیچیک از دو هنرمند بوم محکم و سازه نیرومندی برای استحکام آن نساختند چون می‌دانستند آثار موقتی و زودگذری خواهند بود که هدفشان ایجاد تاثیر لحظه‌ای و بعد هم ناپدید شدن همراه با برچیده شدن غرفه اسپانیاست. اما گرنیکا نجات یافت چون از پیکاسو خواسته شد آنرا به لندن و از آنجا نیز آنرا به آمریکا بفرستد."

 

اما در حقیقت برگزاری نمایشگاه بین المللی پاریس تازه اول ماجرا بود. در سال ۱۹۳۸ نقاشی گرنیکا در سراسر بریتانیا به نمایش گذاشته شد. خوان پونیت میرو می گوید: "بعدها پیکاسو این تابلو را به موزه هنرهای معاصر نیویورک سپرد چون خواست او این بود که تاز مانی که دمکراسی در اسپانیا برقرار نشود این نقاشی را به کشور برنگردانند. این تصمیم از نظر نمادین بسیار مهم بود."

 

از درون لنزی سیاه

 

گئورنیکا در سال‌های بعد مفهوم و جایگاه گسترده‌تری پیدا کرد. خوان مانوئل بونت می گوید: "از جنگ داخلی اسپانیا، سرنوشت غیرنظامیان در این جنگ و بمبهایی که تعداد زیادی از غیرنظامیان را در این شهر در منطقه باسک کشتند می گوید. در عین حال در مورد کل مفهوم جنگ موضع‌گیری می‌کند." میشل لیریس نویسنده فرانسوی با حرارت در مورد این اثر گفته است: "روی بوم سیاه و سفیدی که تراژدی باستانی را تصویر می‌کنند، پیکاسو در عین حال نامه سرگشاده ما را به محشر (فلک) می نویسد: همه چیز را که دوست می‌داریم از بین خواهد رفت."

 

اما در این نقاشی امید نیز وجود دارد. به گفته مارتین در میان پیکرهایی که فریادهای دلخراش سرداده و جنازه قربانیان، پیکاسو فانوسی به جا گذاشته است. "درست در بالای تابلو زنی دستش را از پنجره بیرون آورده و با چراغی روغن‌سوز بر فضای تاریک و سراسیمگی نور می‌تاباند." 

 

گئورنیکا از سنت‌های قبلی الهام گرفته‌است و به نوعی آثار گویا نقاش اسپانیایی (اواخر قرن هجده- نیمه قرن نوزده) در ستایش مقاومت در برابر اشغال اسپانیا توسط نیروهای ناپلئون را تداعی می‌کند. به گفته مدیران موزه ملکه سوفیا شهر مادرید، محل نگهداری تابلوی گرنیکا،"تصویر غیرطبیعی که گویا از مخالفان سیاسی خود در آثارش نشان می‌داد روی بسیاری از هنرمندان برای ترسیم نگاهشان از شرایط روزگار خود تاثیر گذاشته است. پیکاسو نگاه گویا از درون لنز سیاه به شرایط پیچیده سیاسی و سنتهای مذهبی اسپانیا را می‌ستود."

 

خود پیکاسو تصمیمش را با این جملات در سال ۱۹۳۷ خیلی خلاصه بیان کرد: "من همواره اعتقاد داشتم و هنوز هم اعتقاد دارم هنرمندانی که با ارزشهای معنوی زندگی و کار کرده‌اند نباید و نمی‌توانند در برابر جنگی که عالی ترین ارزش های انسانیت در آن به خطر افتاده بی تفاوت باشند."

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل ادبی