اختصاصی

تهیه بلیت برنامه‌های کانون فیلم

خوب، بد، زشت

خوب، بد، زشت

اکران نسخه اصلاح رنگ شده شاهکار سرجو لئونه

پنج‌شنبه 3 خرداد ساعت 17

تهیه بلیت

نابودی

نابودی

تازه‌ترین اثر کارگردان اکس ماشینا با بازی ناتالی پورتمن

جمعه ۴ خرداد ساعت 17

تهیه بلیت

طلوع مردگان

طلوع مردگان

از سه گانه مرگ جرج رومرو

سه‌شنبه 8 خرداد ساعت 17:30

تهیه بلیت

شب مردگان زنده

شب مردگان زنده

از مهم‌ترین فیلم‌های وحشت تاریخ سینما از استاد ژانر جرج رومرو

یکشنبه 6 خرداد ساعت 17:30

تهیه بلیت

ویپلش

ویپلش

یکی از مهم‌ترین فیلم‌های جاز

دوشنبه 7 خرداد ساعت 17:30

تهیه بلیت

نقد نمایش‌های ۲۳ و فرشته‌ی نگهبان، بیست‌وسه‌بار مُردن در پراگ!

 

 

 

یک- ۲۳


«۲۳» کوششی به‌قصدِ شرحِ گوشه‌ای از پریشانی‌ها و سخت‌جانیِ پری و پری‌هاست؛ روایتی از بیست‌وُسه‌بار مُردن در لحظه‌لحظه‌های سی سالِ آزگار. ظاهر (با بازیِ مسلم رضایی و فرهاد تفرشی) در تابستانِ ۱۳۶۷، در واپسین روزهای جنگ، زخمی جان‌کاه برداشته؛ جراحتی که او را تا دمِ "رفتن" بُرده‌ و حالا سالیانِ سال است که جلوی چشمِ پری‌اش می‌میرد و زنده می‌شود. پری‌ای که به‌هیچ‌وجه حاضر نشده است نیستیِ سایه‌ی بالاسرش را ببیند و باور کند. پری‌خانمی که با چنگ‌وُدندان و آبرومندانه، همه‌ی آن‌چه از مردش به‌جای مانده را تیمار می‌کند.


موفق‌ترین کاراکتری که در «۲۳» خلق می‌شود، همین پری‌خانم است؛ موفقیتی که [چنان‌چه شاهدِ نمایش باشید] بی‌شک تصدیق خواهید کرد، ناشی از با تمامِ وجودْ یکی شدنِ پروا آقاجانی با نقش و پیامدِ ارتباطِ فوق‌العاده حسّی‌ و تنگاتنگی‌ است که میانِ او و پری برقرار شده. بسامدِ این زلف‌گره‌زدگی به‌اندازه‌ای بالاست که پررنگ‌ترین خاطره‌ای که از «۲۳» با منِ بیننده می‌ماند، یادآوریِ چشمانِ اشک‌آلودِ خانمِ بازیگر در خاتمه‌ی اجراست؛ گویی که آقاجانی توأمان، هم شریکِ غمِ التیام‌ناپذیرِ پری است و هم دل‌تنگِ هم‌نفس شدن با او تا فرارسیدنِ موعدِ اجرای شبِ بعدیِ «۲۳».

 

«۲۳» با وجودِ تایمِ تقریباً یک‌ساعته‌ [و نه‌چندان بلندش] سعی دارد به‌نحوی موجز، به عمده‌ترین مصائبِ گریبان‌گیرِ زنِ خانواده‌ای که سرپرست‌اش ازکارافتاده و یک‌جانشین شده‌ است، بپردازد. به‌‌عنوانِ مثال، طریقه‌ی به تصویر کشیدنِ چگونگیِ تأمینِ هزینه‌های زندگی به‌وسیله‌ی پری‌خانم را یادآور می‌شوم که بدونِ [اشاره‌ای مستقیم و] ردوُبدل شدنِ هیچ دیالوگی، پی می‌بریم از راهِ نظافتِ منازلِ مردم صورت می‌گیرد.

 

تلخیِ تنیده‌شده با تاروُپودِ «۲۳» به یاریِ المانِ طنز، قابلِ‌تحمل‌تر شده است؛ بخشِ اعظمی از بارِ این طنز را شخصیتِ مهدی [یگانه فرزندِ ظاهر و پری] (با بازیِ احمد صمیمی) به دوش می‌کشد. مثلاً مرور کنید دیالوگِ بامزه‌ای را که پسر در خلالِ گفت‌وُگوی زهردارِ پدر و مادرش، به زبان می‌آورد: «من واسه دعوا، دَمِ دکونِ هیشکی نمی‌رم!» لحنِ ملاحت‌بارِ پری نیز عاملِ مؤثرِ دیگری در راستای تلطیفِ فضای کار است. تئاتر نیازمندِ حمایت است و کارهایی نظیرِ «۲۳» نیازمندِ حمایتِ بیش‌تر؛ تا هنوز وقت هست، سری به تماشاخانه‌ی سرو بزنید!

 

-بعدالتحریر: نخستین‌بار پروا آقاجانی را دو سالِ قبل در چنین روزهایی از دی‌ماه، طیّ جشنواره‌ی استانیِ تئاتر فجر و روی صحنه‌ی نمایشِ غریبِ «نوبت یعنی بعدی» دیدم، نمایشی که کنجِ خاطراتِ دل‌چسبِ تئاتری‌ام جا خوش کرده‌؛ او بازیگری باهوش و مردم‌دار است که آهسته و پیوسته پیش می‌آید و استحقاق و توان‌اش را دارد فراتر از این‌ها برود.

 

نویسنده: احسان رحیمی
کارگردان: مسلم رضایی
بازیگران: پروا آقاجانی، فرهاد تفرشی، احمد صمیمی و مسلم رضایی
محل اجرا: تماشاخانه‌ی سرو
زمان اجرا: ۱۰ تا ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعتِ ۱۸

 


دو- فرشته‌ی نگهبان


صادق وفایی را پیش‌تر به‌عنوانِ خبرنگاری [به‌معنیِ واقعیِ کلمه] متعهد و حرفه‌ای می‌شناختم و حالا در کسوتِ کارگردان و بازیگرِ سخت‌کوش و جدّیِ عرصه‌ی نمایش بجای‌اش می‌آورم. او این شب‌ها «فرشته‌ی نگهبان» را در سالنِ استاد جواد ذوالفقاریِ فرهنگ‌سرای ارسباران در حال اجرا دارد؛ نمایشی دوکاراکتره از آثارِ واتسلاو هاولِ فقید که ماجرای‌اش در حال‌وُهوای اختناق‌آمیزِ پس از افولِ "بهار پراگ" می‌گذرد. بزرگ‌ترین توفیقِ وفایی و گروه‌اش، خلقِ همین اتمسفرِ وحشت‌زا آن‌هم با کاربردِ حداقل‌هاست. متنِ اصلی را نیز به‌نوعی، کمینه‌گرا می‌توان محسوب کرد زیرا قصه‌ را تنها و تنها به‌وسیله‌ی حضورِ دو شخصیت پیش می‌برد.

 

وفایی که از دوره‌ی تحصیل‌اش [ارشدِ رشته‌ی کارگردانیِ تئاتر] بر دنیای نوشته‌های هاول اشراف پیدا کرده، توانسته است «فرشته‌ی نگهبان» را به‌شکلی وفادارانه روی صحنه بیاورد. البته از کنارِ تمهیدِ فکرشده‌ی پخشِ ویدئوهای ضبط‌شده [به‌ویژه اظهارِنظرهای جذابِ رضا میرچیِ مترجم درباره‌ی آقای هاولِ نویسنده] در حینِ اجرا نیز نمی‌شود به‌سادگی گذشت چرا که گفته‌های مذکور علاوه بر کمک به فهمِ بهترِ آن‌چه شاهدش هستیم، ما را ترغیب می‌کنند که بدانیم اصلاً واتسلاو هاول کیست و چه پیشینه‌ای داشته؟ اجرای «فرشته‌ی نگهبان» از این حیث، ادای دینِ صادق وفایی به این نمایش‌نامه‌نویس و سیاست‌مدارِ خاصِّ اروپای شرقی‌ست.

 

«فرشته‌ی نگهبان» به‌واسطه‌ی همان روی‌کردِ حداقلی‌اش، بیش از هر چیز، به بازیگری اتکا دارد و ناگفته پیداست که چنان‌چه شخصیت‌ها درست از آب درنمی‌آمدند، کار زمین می‌خورد؛ ولی خوش‌بختانه هم ماخُن (با بازیِ صادق وفایی) و هم واواک (با بازیِ عباس خادم) را باور می‌کنیم. به‌خصوص وفایی را که از عهده‌ی باورپذیر به تصویر کشیدنِ سیر تحولِ یک موش‌مُرده‌ی ظاهراً خل‌مشنگ[!] به جلادی بی‌رحم به‌خوبی برآمده است.

 

کنجکاوی‌مان برای پی بردن به ماهیتِ شخصیتِ مرموزِ ماخُن و این‌که بالاخره چه بلایی قرار است سرِ نویسنده‌ی بخت‌برگشته بیاورد به‌هم‌راه کاربستِ طنزی ظریف و خوشایند، موجب می‌شوند که طیّ شصت‌وُپنج دقیقه‌ای که برای «فرشته‌ی نگهبان» وقت گذاشته‌ایم، به ساعت نگاه نکنیم و فقط از اجرا لذت ببریم.

 

نویسنده: واتسلاو هاول
مترجم: رضا میرچی
کارگردان: صادق وفایی
بازیگران: صادق وفایی، عباس خادم (و علیرضا گیلوری، بهمن وخشور)
تهیه‌کننده: صادق وفایی
محل اجرا: فرهنگ‌سرای ارسباران، سالن استاد ذوالفقاری
زمان اجرا: ۱۰ تا ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعتِ ۱۹ و ۳۰ دقیقه

 

درباره نویسنده :
پژمان الماسی‌نیا
نام نویسنده: پژمان الماسی‌نیا

دبیر تئاتر آکادمی هنر

تحصیلات: کارشناس ارشد پژوهش هنر
عرصه‌ی فعالیت: حضور جدی در حوزه‌ی ادبیات و ویراستاری از ۱۳۸۳، صاحب ۶ کتاب شعر چاپ‌شده، نگارش نزدیک به ۳۰ مقاله با موضوعیت هنر و فلسفه‌ی هنر، همکاری به‌عنوان منتقد فیلم با سایت‌های سینمایی معتبر، پایه‌گذاری صفحه‌ی «طعم سینما» و نگارش بیش از ۱۵۰ نقد درباره‌ی فیلم‌های مطرح تاریخ سینما در صفحه‌ی مذکور
زمینه‌ی پژوهش: سینمای آمریکا، سینمای مستقل آمریکا، سینمای وحشت


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل تجسمی

تحلیل ادبی