اختصاصی

نقد فیلم ماجرای نیمروز، درام سیاسی خوب دیگری از محمدحسین مهدویان

فیلم ماجرای نیمروز

تماشای چند فیلم خوب در روزهای پایانی هفته پیش در جشنواره فیلم فجر موجب می‌شود تا از لحن متفاوت و طنازانه یادداشت‌های پیشین خارج شده و جدی بنویسم درباره فیلم‌ها و فیلمسازانی که مقوله هنر را جدی می پندارند و در قبال آثار سطحی که وجودشان شوخی است نیز به گذری عبور خواهم کرد؛ چرا که ارزش به نقش درآوردن کلمات برایشان هدر رفتنی بیش نیست!

 

بهترین فیلم جشنواره سی و پنجم فیلم فجر –تا روز ششم اکران در برج میلاد- را فیلمساز بهترین فیلم دوره پیش ساخته است. «ماجرای نیمروز» علاوه بر ایجاد شوقی دل انگیز از تماشای یک درام سیاسی ایرانی برای دیگران هم پیام داشت؛ پیامی خارج از شعارگرایی مرسومِ درون فیلم و سویه ای تامل برانگیز در خارج از متن برای بسیاری از فیلمسازانی که اصولا هنر را مقوله‌ای ساده پنداشته و با وجود بی هنری می‌خواهند سازی در این عرصه بنوازند! در واقع تماشای فیلم «ماجرای نیمروز» برای عوامل فیلم «ماه گرفتگی» می تواند درسی باشد از این که ساخت اثر هنری مقوله‌ای کاملا جدا از بیانیه نویسی سیاسی است و برای فیلمسازانی چون مسعود جعفری جوزانی که با قلعه «پیشکسوت بودن» برای خود حصاری ساخته‌اند، می تواند درس آموز از این حیث باشد که هنر با خلاقیت سر و کار دارد نه با کسوت! و «پشت دیوار سکوت»؛ علامت سوالی از چرایی بیراهه سازی به جای فیلمسازی است! از سویی تفاوت صداقت نهفته در آثار مهدویان با فیلم‌هایی چون «ماه گرفتگی» و فیلمسازانی که فیلم‌اشان تظاهر به صداقت می کند در این است که فیلم آن‌ها از صداقت به عنوان گزینه‌ای تصنعی برای رسیدن به مقاصد خود بهره برده و با برچسب زدن عناوینی چون «آقازاده» و کنایه به این جناح و آن گروه می‌خواهند دل هر طیفی را به دست آورده و ماهی خود را بگیرند! اما صداقت پیچشی نهفته در شاکله روایی آثار مهدویان است. درباره ساختار و مناظر زیبای فیلم «ماجرای نیمروز» می توان در فرصتی به دور از هیاهوی این روزها به تفصیل نوشت و در این فرصت همین بس که عنوان شود ساخته جدید مهدویان جسورانه تر از «ایستاده در غبار»ی است که قهرمانی حقیقی برایمان ساخت.

 

در این جا فیلمساز با کاشت موقعیت هایی باورپذیر از دل اتفاقات تاریخی مخاطب را وارد چرخه‌ای از زیست پنداری شخصیت های می کند که هر یک هویت دارند و عینی هستند و با زبان سینما می توانند به راحتی با مخاطب حرف بزنند. تصاویر نگاتیو و دوربینی هدفمند و اجرایی خلاقانه از کارگردانی در کنار تدوینی هوشیارانه و طراحی صحنه ای که نزدیک به 2 ساعت ما را از دهه 90 به قلب اتفاقات 30 سال پیش می برد، نشان از اثری دارد که سینما را امری جدی می پندارد و مقدس. فیلمی که هم می‌تواند برای دوستداران سینمای نابِ تعقیب و گریز دلنشین باشد و هم برای مخاطبانی که به دنبال ردپای وقایع از دریچه تصاویر هستند؛ از 30 خرداد تا 19 بهمن جایی که دقایق هم برای نمایاندن مستندگونگی اثر برای فیلمساز اعتبار دارد هنگامی که به نقش در می آید: «2:35 شب»! فضاسازی قابل توجه فیلم ستایش آمیز است و بازنمایی درونگاه شخصیت هایی که همانند آثار دیگر دور نیستند از نگاهی باورپذیر و می توان از پشت قاب عریض سینما لمس شان کرد که از جمله آن ها کاراکتر «کمال» با بازی درخشان هادی حجازی فر است که هنگامی که از قله های جبهه به سرپرستی تیم عملیات گروه ضربت دعوت می شود، با خود و جنس بازی متفاوتش لحنی کمیک به اثر اضافه می سازد و گویی دیگر با موقعیتی گروتسگ طرف هستیم که از سویی بحران ها را پیش رویمان قرار می دهد و از سویی لحن طنازانه ای از جنس شخصیت بی خیالی می سازد که در بحبوحه عملیات به دنبال شکستن تخمه آفتابگردان است! و مهدویان با صداقت و دانشی توامان در پرداخت به وجوه رفتاری «کمال» موجب ایجاد یکی از دوست داشتنی ترین شخصیت سینمای ایران می شود. شخصیتی که در عین این که بی خیال نشان می دهد، بسیار دغدغه دارد و در عین این که عصبی است چنان در آغوش می گیرد کودک دشمن خود را که گویی دایه ای بچه اش را... سال پیش نوشته بودم که نقش آفرینی هادی حجازی فر در فیلم «ایستاده در غبار» سزاوار سیمرغ بود اما بنا به مصلحت! به یکی از بدترین بازی های پرویز پرستویی در فیلم بد «بادیگارد» این جایزه تعلق گرفت و امید است که امسال دیگر مصلحتی در کار نباشد!

 

مهدویان در فیلم «ماجرای نیمروز» بافتی ظریف از عشق را هم از مواجهه شخصیت های «حامد» و «فیروزه» می سازد و به اندازه و به شکلی زیر پوستی همچون نگاه طنازانه اثر ما را درگیر این می سازد که در چه شرایطی این دو عاشق و معشوقِ دیروز و رقیب فکری و سیاسی امروز در نهایت با هم برخورد خواهند کرد! اگر تا دیروز «ماجرای نیمروز» برای دوستداران سینما یادآور وسترن دیدنی فرد زینه مان بود حالا مهدویان ماجرایی از دل نگاتیو برایمان ساخته که نه نیم روزی از جشنواره فیلم فجر بلکه روزها با ما ا

درباره نویسنده :
مرتضی اسماعیل دوست
نام نویسنده: مرتضی اسماعیل دوست

فعالیت‌های مطبوعاتی در رسانه‌های مختلف

فعالیت‌های هنری: ساخت فیلم کوتاه، نگارش فیلمنامه و داستان 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری