اختصاصی

گزارش نشست «بغض» / درمیشیان: سجادپور و دوستان دیگر پیشنهاد کردند که این فیلمنامه را در فضای پیش از انقلاب بسازیم

 

به گزارش آکادمی هنر، جلسه پرسش و پاسخ این فیلم که با حضور کارگردان، غلامرضا موسوی تهیه کننده، محمدرضا دلپاک مدیرصدابرداری، هایده صفی یاری تدوینگر، تورج اصلانی مدیر فیلمبردای و بازیگران باران کوثری و مهران احمدی برگزار شد، محمد باغبانی به عنوان منتقد جلسه حضور داشت.

 

در ابتدای جلسه غلامرضا موسوی تهیه کننده «بغض» بیان کرد: به عنوان تهیه کننده سیمای ایران و عضو خانه سینما اعلام می‎کنم که نامه 2000 امضایی در اعتراض به انحلال خانه سینما به 2500 امضا رسید. انتظار داریم مسئولین به درخواست ما برای جلوگیری از تعطیلی خانه سینما رسیدگی کنند. اما فیلم «بغض» در مقایسه با فیلم‎هایی که تا به حال در کارنامه من ثبت شده است، فیلم قابل قبولی است. اما این که چرا این فیلم در بخش مسابقه قرار نگرفته است مسلما دلایلی وجود دارد که هیئت انتخاب باید نسبت به آن پاسخگو باشند. امیدوارم بعد از جشنواره جلسه‎ای برای پاسخگویی این مسئولین برگزار شود، تا از این نوع انتخاب خود بگویند. این که چرا به نظر می رسد با توجه به سهمیه بندی موجود، این دوستان برخی از فیلم هایی که مورد علاقه شان بوده است را به این بخش راه داده اند. و چطور می توانند حقی را که از برخی فیلم ها ضایع شده است را پاسخگو باشند. این حرف ها را نمی زنم برای این که دوست داشته ام فیلم خودم را در بخش مسابقه ببینم. حتی حضور این فیلم در جشنواره با اصرار خاصی صورت نگرفت چرا که معتقدم این فیلم برای دیده شدن و یافتن جایگاه  نیازی به بخش مسابقه و جشنواره  ندارد و جایگاه خود را در ارتباط با مخاطب و در اکران عمومی پیدا خواهد کرد. این نکته را هم باید بگویم که این فیلم بدون هیچ کمک دولتی ساخته شده است. گرچه ما از مرکز سینمای مستند و تجربی درخواست کمک کردیم اما شفیع آقا محمدیان معتقد بود که این فیلم را نمی توان ساخت و یا با اقبال عمومی مواجه نمی شود.

رضا درمیشیان کارگردان این فیلم نیز با اشاره به این مطلب که پروانه ساخت این فیلم در سال 88 گرفته شد و با توجه به تغییراتی که در فیلمنامه به وجود آمد و شرایط پیش تولید که باید برای خارج از کشور فراهم می شد، یک سال پروژه به تأخیر افتاد، افزود: سجادپور و دوستان دیگر پیشنهاد کردند که این فیلمنامه را در فضای پیش از انقلاب بسازیم. دو جوان عاشق به مغازه عموی ساواکی پسر دستبرد می زنند. اما من میان این دو شباهتی درک نکردم. شاید به خاطر این بود که متولد سال 60 هستم و فضای پیش از انقلاب را ندیده ام.

 

باغبانی نیز در مورد فیلم چنین گفت: اگر بخواهیم با سوال کلیشه ای این جشنواره شروع کنیم که همان یافتن اخلاق، امید و گاهی است باید بگویم که این فیلم با نگاه مأیوس کننده خود بسیار قابل احترام و صحیح است و لزوم نگاه امیدوار کننده با ساخت ناصحیح و بد به ارزش و احترام اثر نمی افزاید. اما اخلاق در سکانس پایانی به خوبی نشان داده می شود. آگاهی نیز در این فیلم وجود دارد و دلیل این حرف هم بازمی گردد به برخوردی که با سایر فیلم هایی می شد که چنین ویژگی ای را در خود نداشتند. ما در طول جشنواره بسیاری از فیلم ها را دیدیم که با سوت زدن و کف ها مداوم مخاطبان خود مواجه شدند، اگر این فیلم با این برخورد مواجه نشد نشان از آگاهی ای است که در جریان فیلم وجود دارد. به غیر از این موارد در مورد ایده سجادپور برای ساخت فیلم در تهران باید بگویم که دور از تصور می رسد که این فیلم در تهران ساخته شود و از این شکل و شمایل برخوردار شود. و این که چرا فیلم در بخش مسابقه قرار نگرفت باید پرسید و دانست.

هاشمی از سایت زندگی پشت تریبون قرار گرفت ضمن بیان این که در جشنواره برترین ها کاش می توانست این فیلم را در جایگاه خود دید، گفت: این فیلم با وجود این که مورد علاقه من بود یک مسئله سوال برانگیز داشت و آن هم این که فیلم دارای ماهیت نصیحت گونه ای بوده است، و سوال دیگر این که در طول فیلمبرداری حرکت های دوربین روی دست در برخی از اوقات بسیار افزایش می یافت. این اتفاق ها تعمدی و به خواست بوده است. 

درمیشیان در پاسخ به این سوال چنین گفت: در روایت یک قصه که هدف اصلی این فیلم بوده است به دنبال شعار دادن و یا نصیحت کردن نبوده ام. فقط خواستم که روایتی از دو زندگی موازی با هم را تصویر کنم.

نشست فیلم بغضتورج اصلانی نیز در این باره توضیح داد: فیلمبرداری با توجه به تنش هایی که در فیلمنامه و نوع بازی ها وجود داشت اینگونه اتفاق افتاد. در حالی که فیلم دارای دو بخش کلی است. بخشی که به فلش بک ها مربوط است و در آن دوربین ثابت است و هیچ حرکت مشخصی ندارد واما قسمت هایی که اوضاع نابه سامان حاکم را مشان می دهد، این تنش دوربین برای مشخص شدن این فضا بوده است. از طرفی معتقدم که این فیلم دارای فضای امپرسیونیسمی است پس باید از فضای سینمای کلاسیک دور شود. ما در شرایط خاص فیلمبرداری در ترکیه هم سعی نکردیم که خودمان را به قالب و قاعده ها محدود کنیم. و با ایجاد این تنش ها پالس های مشترکی برای بازیگران و فیلمنامه ایجاد کردیم. حتی از دوربین های ثابت نیز استفاده کردیم اما این فضا بسیار به نماهای توریستی شبیه می‌شد.

خبرنگاری از سینمای امروز سوالی مبنی بر ریتم یکنواخت مهران احمدی اشاره کرد، خبرنگار دیگری نیز با اشاره به فیلمبرداری وتدوین عالی و متحیر کننده خواست که توضیحات هم در مورد تدوین بشنود.

در پاسخ به این سوالات مهران احمدی بیان کرد: به تکنیک بازیگری در مقابل دوربین اعتقادی ندارم. سعی می‌کنم خود را در ناآگاهی‌ام قرار دهم و مسیر خودم را طی کنم. اتفاقی که شاید کمتر در سینمای ایران شاهدش باشید. اما نقش عمو در «بغض» فرد دنیا دیده ای است که مرد اسلحه به دست مقابل خودش را می‌شناسد و اطمینان دارد که وی جسارت انجام چنین کاری ندارد، به همین خاطر است که وی حتی با دیدن اسلحه هم واکنشی نشان نمی دهد.

هایده صفی یاری نیز با بیان این مطلب که این تجربه تازه یکی از بهترین کارهایی بود که تا به حال حتی در همکاری با بزرگان انجام داده ام، بوده است. از آن جهت که کنار گروه جوان و حرفه ای کار کردن باعث می شود که تو با جریان فیلم جلو روی، بازی‌های عالی موجود و فیلمبرداری بی نظیر تورج اصلانی بود که مرا در کات زدن هدایت می کرد.

باران کوثری نیز با اشاره به سخت بودن بازی در مقابل دوربین تورج اصلانی گفت: گروه یک سال تمرین کردند و کارگردان مدام به ما می گفت که جلوی دوربین رها باشید تا حس نکنید که دوربین شما را زیرنظر ندارد. در طول این یکسان تغییرات زیادی در فیلمنامه اتفاق افتاد، حتی درمیشیان از پیشنهادها و اتودهای دیگران هم استفاده می کرد. اما مهمترین نکته تورج اصلانی است که فضا را به گونه ای ایجاد کرد که به راستی دوربین احساس نشد، او با دانش خود ایده‌هایی را به هرکدام از ما می‌داد که تفکری پشت خود داشت.

در پایان رضا درمیشیان نیز گفت: چند روز پیش آخرین نصیحت داریوش مهرجویی به من این بود که فیلم ات را سانسور کن و در دوباره برگرد. جهان سوم همین است. بگذار فیلم دیده شود. وی در ادامه افزود که اگر تورج اصلانی و هایده صفی یاری که اولین انتخاب هایم بودند با من کار نمی کردند هرگز این فیلم را نمی ساختم. اصلانی در برخورد با تو،جسارت یک کارگردان با سابقه  همچون افخمی را برایت ایجاد می کند. هایده صفی یاری هم با وجود تجربیات بسیار بالای خود، از نظرات من استفاده می کرد.

در انتها تورج اصلانی با اشاره به این که کمبود صندلی باعث شد جواد جلالی فیلمبردار نتواند به جمع ما بپیوندد، گفت: از آن جایی که صندلی همیشه در سینمای ایران کم پیدا می شود و نمونه اش را نیز دیدیم. تصمیم گرفتم مدتی از فضای سینما و فیلمبرداری دوری کنم و به خلوت خودم و عکاسی پناه ببرم.

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری