اختصاصی

  • شیر طلای افتخاری برای آلمادوار

    پدرو آلمادوار کارگردان بزرگ اسپانیایی جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را از جشنوراه ونیز 2019 خواهد گرفت. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر به نقل از هالیوود ریپورتر، آلبرتو باربارا دبیر جشنواره فیلم ونیز با تمجید از پدرو آلمادوار، وی را بزرگترین کارگردان اسپانیایی از زمان لوئیس بونوئل تاکنون خواند و اعلام کرد این کارگردان...

کارپنتر پس از ده سال بازگشته است: تحول در خصوصیات ژانر با The Ward

مهدی میرقادری

amber heard in the ward a film by john carpenter

جان کارپنتر پس از ده سال از ساخت ارواح مریخ Ghosts of Mars با یک فیلم ترسناک دیگر بازگشته است. کارپنتر که خالق سری هالووین می‎باشد در دهه هفتاد که اوج ظهور فیلمسازان ژانر وحشت بود توانست یکی از سرشناس‎ترین آن‎ها شود. اواخر دهه شصت با کنار رفتن ممیزی، راجر کورمن توانست سنت خود را به فیلمسازان جوانی هدیه دهد که می‎توانستند فیلم‎هایشان را در سالن‎های اصلی آمریکا به نمایش بگذارند و خشونت بالاخره بر پرده نقره‎ای امریکا دیده می‎شد.


کارپنتر یک فیلمساز ژانر است که همیشه در ژانر وحشت فیلم ساخته و خصوصیات فیلمسازیش پیرامون اشخاصی است که دست به قتل‎های سریالی می‎زنند. اغلب فیلم‎های دهه هفتاد و اوایل دهه هشتادش بارها بازسازی شده یا این‎که مورد الهام دیگر فیلمسازان سینمای وحشت در سینمای رده‎ی A و سینمای رده‎ی B شده است. او با ساخت فرار از نیویورک Escape from New York جایگاه خود را در تاریخ سینما بسیار محکم کرد و از کرت راسل به عنوان یک شمایل تمام عیار سینمای رده‎ی بی استفاده کرد تا تارانتینو او را با همان شمایل به فیلم ضد مرگ در ستایش سینمای آن دوران ببرد. این نکته زمانی جالب می‎شود و نقش کلیدی کارپنتر را مشخص می‎کند که رابرت رودریگز هم فرار از نیویورک را تأثیرگذارترین فیلم بر کودکیش می‎داند. یکی دیگر از خصوصیات فیلم‎های او خلاف دیگر فیلمسازان وحشت خصوصا سینمای وحشت حال حاضر جای نداشتن صحنه‎های رابطه‎ی جنسی می‎باشد که همیشه از نشان دادن صحنه‎های غیراخلاقی ابا داشته است. با چنین مقدمه‎ای به سراغ تازه‎ترین ساخته کارپنتر 63 ساله برویم که پس از ده سال یک بار دیگر فیلم وحشتی را روانه‎ی پرده نقره‎ای کرده که به صورت محدود در آسیای شرقی اکران شده است و بنده موفق به تماشایش شده ام و اکران عمومی آن در آمریکا دو روز پس از تاریخ انتشار این مقاله است.

 

دختری به نام کریستین (امبر هرد) به جرم آتش زدن خانه‎ای به تیمارستان منتقل می‎شود که نام فیلم هم از همین‎جا برمی‎آید: اتاق بستری بیمار در بیمارستان یا بخش مراقبت The Ward. کریستین به زودی متوجه تغییرات عجیب و غریب از سوی دختری می‎شود که کسی حرفش را باور نکرده و او را به قرص و تزریق می‎بندند. او متوجه می‎شود، روحی شروع به کشتن تک تک افراد بخش می‎کند که روح دختری به نام آلیس است. آلیس توسط دیگر دختران کشته شده و اکنون در حال انتقام گرفتن است.

 فیلم the ward ساخته جان کارپنتر

تا این‎جای کار تم بسیاری از داستان‎های وحشت را داریم که به نوعی خصوصیات ژانر وحشت به صورت کلیشه استفاده شده است. سینمای وحشتی که یک روح برای تسکین خود به سراغ قاتلینش می‎رود. شاهکار چنین تمی سری کابوس در خیابان الم می‎باشد که در همان دهه‎ای که کارپنتر به شهرت رسید وس کریون هم با آن به شهرت رسید. شخصی که دیگران را مورد آزار قرار می‎داده و مجری قضایی -در این فیلم مسئولین تیمارستان- در مقابلش بی‎تفاوت هستند به دست افراد ستم‎دیده کشته شده و حال روحش برای گرفتن انتقام بازگشته است.

 

کارپنتر سالخورده بسیار باتجربه‎تر از آن است که چنین داستانی را به همین صورت رها کند که از اول تا انتهای آن برای مشتاقین چنین سینمایی قابل حدس است. او با ترفندی خاص خصوصیات ژانر را در خود ویران و دوباره احیا می‎کند. او ژانر وحشتی که نزدیک به اسلشر و قتل سریالی توسط ارواح است را به یک وحشت روانشناختی تبدیل می‎کند. موضوع خلاف آن‎چیزی است که مشاهده کرده‎ایم و حقیقت در انتها مشخص می‎شود.

 

آلیس دارای اختلال شخصیت است الگوی ناسازگارانه و بادوام تجربه‎ی درونی و رفتار که به زمانِ نوجوانی یا جوانی بازمی‎گردد. آلیس در یازده سالگی دزدیده، مورد تجاوز قرار گرفته و رها شده است. او را به مرکز درمانی منتقل کرده‎اند. دیدگاه‎های روانشناسی آسیب‎های دوران کودکی و نوجوانی را زمینه‎ساز اختلالات شخصیت می‎دانند. الیس از اختلال شخصیت حادی رنج می‎برد که شروع به تولید شخصیت‎های دیگری می‎کند که هر کدام دارای اختلال شخصیت‎ هستند. مثلا سارا اختلال شخصیت نمایشی و امیلی اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارد. راه حل نجات او از بین بردن تمامی شخصیت‎های خود ساخته است و دکتر اندرسون مُصر است تا او را درمان کند. آلیس با این‎که به مرور هر شخصیت را از بین می‎برد در همین راستا دست به ایجاد شخصیتی سایکوپات بسیار قوی می‎زند که چنین می‎پندارد که از دیگران سالم‎تر و به آن ها ظنین است. این شخصیت همان کریستین می باشد که از ابتدای فیلم تا انتها قهرمان فیلم محسوب می‎شده است. دکتر اندرسون تمام تلاشش را می‎کند تا آلیس را بازگرداند و در نهایت، آلیس با شروع هیپنوتیزم کریستین را هم از دور خارج می کند.

 

خالقین سینمای وحشت دهه هفتاد سعی بر خلقِ کاراکترهایی در این سینما داشتند تا آن‎ها به عنوان شمایل ژانر شناخته شوند. اگر به ژانر وسترن نگاهی بیاندازیم متوجه می‎شویم بازیگران خاصی جزء شمایل ژانر محسوب می‎شدند و سینماگران دهه هفتاد هم چنین کاری را با سینمای وحشت قصد داشتند انجام دهند. مثلا جکی اورل هاروی در سری کابوس در خیابان الم و کرت راسل که شرح آن در فوق رفت. این امر به مرور بسیار کم‎رنگ شد و ایفای نقش‎های سینمای وحشت را معمولا بازیگران ناشناس انجام می‎دادند؛ اما می‎توان امبر هرد را شمایل سینمای وحشت دانست که در این چند سال ده فیلم وحشت در کارنامه دارد و کم‎کم به یک ستاره تبدیل شده است. برخی از کارگردانان سینمای وحشت معتقدند هدف بازیگران تازه‎کار نیستند؛ بلکه هدف این است که قهرمان چهره جدیدی باشد که مخاطب هم حدس نزند او باقی می‎ماند اما کارپنتر این فرض را هم برهم زد و امبر هرد را بر خلاف تمام فیلم‎های دو سه سال اخیرش که تنهای شخص باقی مانده بود در فیلمش کشت تا باز هم دست به ابتکار بزند.

 

وقتی پس از ده سال متوجه می‎شوید فیلمساز کهنه‎کاری دوباره هوس ساختن فیلم کرده با اشتیاق تمام به سراغ فیلمش می‎روید چه در ژانر وحشت و کارپنتر چه سینمای معناگرا و مالیک. مهم این است که می‎خواهید با دغدغه تازه او مواجه شوید. کارپنتر با این‎ محاسنی که شرح آن رفت هنوز انتظارها را برآورده نکرده و تنها یک فیلم مانند فیلم‎های رده‎ی بی با بودجه کلان -10 میلیون دلاری- ساخته که از او انتظار بیشتری در اندازه نامش می‎رفت.

 

امتیاز از 10 (6.8)



لازم به اشاره می‎دانم اطلاعات سینمای وحشت و سینمای رده‎ی بی آمریکا را از مجموعه مقالات مجید رحیمی جعفری استفاده کرده‎ام.



 


 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل ادبی

بانک اطلاعات هنری