اختصاصی

  • لانتوری

    تیزر جدید لانتوری را از اینجا ببینید

    نمایش

  • نمایشگاه رنگ

    با آثاری از علی بوستان، ماه چهره خلیلی، شیوا طاهری، یغما گلرویی، نرگس محمدی و جواد مولانیا

    نمایش

  • نقد فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی

    نقد فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی

    بحران هویت و بحران سینمای فرهادی

    در فروشندة فرهادی، عماد معلم دبیرستان است و از آن چه مشخص است به دنبال یک زندگی شریف است. با شاگردانش به ملایمت رفتار می‌کند، در اجرای حرفه‌اش متعهد است و دیگران را نمی‌رنجاند –که البته فرهادی برای ترسیم این شرافت اولیه عماد از چندین سکانس گل درشت و کلیشه‌ای استفاده می‌کند. در این شرافت با وجود کار فرهنگی که از صبح مدرسه تا شب اجرای تئاتر ادامه دارد او حتی نمی‌تواند اجاره یک خانه را بدهد. وضعیت آمریکا در دهة 30 آن‌قدر وخیم بود که میلر که پدرش نیز شغل‌اش را از دست داده بود به سراغ خلق این اثر رفت و آن تبلیغات مسخره تلویزیون که به راحتی در آمریکا می‌توانی به رویایت برسی را به باد انتقاد گرفت، حال به نظر من فرهادی با هوشمندی بحران اقتصادی فضای داخلی را هدف قرار گرفته است.

    ادامه مطلب ...

  • نقد فیلم «لانتوری» رضا درمیشیان

    نقد فیلم «لانتوری» رضا درمیشیان

    یک ساعت اول فیلم، شرح مبسوط جرم‌های عده ای جوان طغیانگر به سرپرستی پاشا است. شخصیت پردازی پاشا، به جای آن‌که متکی بر کنش و واکنش باشد، از خلال مونولوگ‌های دیگر کاراکترها رو به دوربین فیلمساز آشکار می‌شود. سایر کاراکترها (به جز مریم) هم صرفا تزیینی هستند و کارکرد دراماتیک ندارند ...

    ادامه مطلب ...

  • نقد فیلم «من» سهیل بیرقی

    نقد فیلم «من» سهیل بیرقی

    محوریت قصه کم جان فیلم «من» بر روی قهرمان زن خلافکار است که مخاطب دوست دارد در کارهایش پیروز شود. تا همین جا بیرقی کلی در سینمای ایران جلوست که با توجه به تمام خط قرمزها زنی را در شمایل بزهکار با انواع بزه خلق کند که تمایل دارد از جعل سند تا قاچاق انسان را انجام دهد.

    ادامه مطلب ...

به مناسبت سالروز تولد مارسل دوشان از بنیانگذاران دادا

 

مارسل دوشان Marcel Duchamp در 28 جولای 1887 در پاریس در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد. وی تا سال 1905 در آکادمی جولیا درفرانسه به تحصیل نقاشی مشغول بود. کارهای اولیه او به سبک پست امپرسیونیسم بود، اما بعدها به عنوان تاثیرگذارترین هنرمند مکتب دادا شناخته شد. او هنرمند فرانسوی-آمریکایی که معمولا در دسته دادا و سورئالیسم به شمار می‎رود، بسیار پیش از دادا به نفی زیبایی شناسی دست زده بود.

مارسل دوشان

 

 

 

 

دادا بیشتر نوعی نگرش بود تا نوعی سبک. جنبش ادبی و هنری‎ای بود که از 1915 تا 1922 فعالیت داشت. پایه‎گذارانش هانس آرپ نقاش، تریستان تسارای شاعر، و نویسندگان دیگری از مشتریان کافه‎ی ولتر زوریخ بودند. در نیویورک در گروه مشابهی مرکب از دوشان، مَن ری و فرانسیس پیکابیا شکل گرفت. در 1918 دو گروه در لوزان به هم پیوستند و یک بیانیه و یک مجله را منتشر کردند.

 

تأثیر دادائیسم که مکتبی آنارشیسم در هنر بود و هدفش نابود کردن همه‎ی منطق‎ها و هدف‎های عادی بود، در فیلم آنتراکت رنه کلر [رنه شومت] جوان در 1924 به صورت بیانیه‎ی سینمای پیشرو درآمد. آنتراکت و رنه کلر از این وجه بسیار بر سر زبان‎ها افتادند که سه بینانگذار نگرش دادا در نیویورک پشت سر آن بودند. پیکابیا، برای فیلم سناریو نوشت و دوشان و مَن ری در آن ایفای نقش کردند.

 

مارسل دوشان خیلی زود به عنوان یک هنرمند آوانگارد در اروپا و آمریکا مشهور شد. یکی از آثار مشهور او کاسه توالت با نام فواره Fountain است. او در سال 1917  کاسه توالت ساده‎ای را با نام مستعار (ر.مات) امضا نموده و به سالن هنرمندان مستقل نمایشگاه نیویورک ارائه می‎دهد، ولی اثر رد می‎گردد. دوشان دلایلی می‎آورد که آن‎ها مجبور به پذیرش اثر شدند. او در دفاع از اثر می گوید: «کارآقای مات توسط خود او ساخته شده باشد یا نه هیچ اهمیتی ندارد، او یک شیء عادی زندگی را تحت عنوان جدیدی انتخاب و ظاهر ساخته است از این دیدگاه او به آن مفهوم جدیدی بخشیده است.»

دادائیست‎ها شیفته کولاژ بودند، مثلا ماکس ارنست در همین نمایشگاه با کنار هم چسباندن بریده‎هایی از تصاویر آگهی‎های تجاری و دفترچه‎های راهنمای فنی، کولاژهای مختلفی درست کرد و در کنار یکی از آثارش تبری قرار داد تا تماشاگر بتواند آن را خرد کند. به همین خاطر این آشنایی‎زدایی از جانب دوشان هیاهوی عجیبی را به وجود آورد. دوشان یک شیء آماده را از کارکرد معمول و قابل استفاده‎اش خارج کرد و به آن با قرار دادن در یک موزه معتبر و امضای خود تشخص هنری داد.

 

فواره یا آب نما

 

این اثر یکی از آثاری است که دوشان آن‌ها را حاضرآماده‌ها می‌نامید. یعنی یک شیء مصرفی که هنرمند هیچ گونه دخل و تصرفی در آن نداشته است. فواره در هنر قرن بیستم یک نقطه عطف محسوب شده وبه عنوان يكى از آثار شاخص هنر مفهومی شناخته می شود. این تفکر که یک شیء بدون دخل و تصرف به عنوان اثر هنری شناخته شود توسط او مطرح شد. و همین آثار حاضر-آماده تأثیری شگرف بر هنرهای تجسمی دهه‎ی ۱۹۶۰و بر جنبش‎هایی همچون "مینی‎مالیسم " و " کانسپچوالیسم " و آثار هنری "پست مدرن " داشت.

 

دوشان می‎خواست بگوید که هنر نهادینه دیگر بی‎معنی شده است و اکنون هنر تصادفی به مراتب از هنر جامعه‎ای منحط با معنی‎تر و معقول‎تر است.

 

وی می گوید : «عمل خلاقانه تنها توسط هنرمند انجام نمی‎شود بلکه بیننده در تماس با اثر آن را رمزگشایی و به آن معنا می دهد.»

 

 

در 1948 دوشان در کنار دیگر هنرمندان نسل آوانگارد اولیه قرن بیستم فیلم رؤیاها فروشی است را ساختند. این فیلم به صورت هفت صحنه رویایی به وسیله چارچوب داستانی به هم پیوند می‎خورند و وصیت‎نامه پیشروها لقب گرفت. هفت اپیزود آن به شرح زیر هستند:

1)هوس – ماکس ارنست  2) دختری با یک ردیف قلب – فرنان لژه 3) روت، گل سرخ و طپانچه – من ری  4) الواح و برهنه‎هایی که یک پله پایین می‎آیند – مارسل دوشان 5) سیرک و 6) باله – الکساندر کالدر 7) نارسیسوس – هانس ریشتر

 

دوشان در الواح و برهنههایی که یک پله پایین میآیند حرکاتی از الواح متحرک و تصاویر برهنه را با یکدیگر ترکیب کرد.

 

 

دوشان در 2 اکتبر 1968 در زادگاهش فرانسه درگذشت و بر سنگ قبرش نوشته شد:

«گذشته از این، همیشه افرادی می میرند.»

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: روابط عمومی

دیدگاه‌ها  

+1 #3 Sahar Samadian 1392-11-13 15:11
البتّه ترجمه جمله روی سنگ قبرش اینست :
همیشه این دیگرانند که می میرند !
نقل قول کردن
0 #2 Guest 1390-02-18 20:48
:lol:
نقل قول کردن
+4 #1 Guest 1389-05-09 09:55
ممنون خیلی جالب بود
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل ادبی

بانک اطلاعات هنری