اختصاصی

نقد نمایشِ پدرآن، به نویسندگی و کارگردانیِ مهدی فرشیدی‌سپهر؛ دیوارِ سنگیِ صعب‌العبور

نمایش پدر آن مهدی فرشیدی پور



از پنجمِ مهرماه، ساعتِ ۲۰ و سی دقیقه‌ی هر شب، یک رویدادِ نمایشیِ دل‌چسب از گروهی بی‌ادعا، در تالارِ هنر در جریان است: «پدرآن». «پدرآن» قصه‌ی هشت دخترمدرسه‌ایِ سربه‌هوای نوجوان را تعریف می‌کند که پس از پیشامدی به‌ظاهر جادویی و به تشویقِ خانم‌معلمِ هم‌دل و مهربان‌شان (با بازیِ خوبِ فهیمه باروتچی) به فکرِ فرو ریختنِ دیوارِ سنگیِ ارتباط، بینِ خود و پدران‌شان می‌افتند؛ دیواری که شاید هرکدام‌مان [به‌نوعی] تجربه‌اش کرده باشیم و در جمله‌ای که از زبانِ دخترها می‌شنویم، به بلندا و صعب‌العبور بودن‌اش هرچه بیش‌تر می‌توانیم پی ببریم: «آخرین‌باری که با پدرم راحت بودم، ۵ سال داشتم...»



در مواجهه با نمایشِ «پدرآن»، آن‌چه که در وهله‌ی نخست جلبِ توجه می‌کند، حضورِ هماهنگِ بیست‌وُچند بازیگر، در رِنج‌های سنیِ مختلف [از ۴ساله گرفته تا ۴۷ساله] است که هدایتِ این گروهِ پرتعداد، کارِ آسانی نمی‌تواند باشد. در «پدرآن» شاهدِ نقش‌آفرینی‌هایی روان هستیم و آن هارمونیِ تمام‌وُکمالی که میان بازیگران حاکم است، دیدنِ نمایش را لذت‌بخش‌تر و جاده‌ی انتقالِ پیام را هم‌وارتر می‌سازد.



«پدرآن» اثرِ نمایشیِ احساس‌برانگیزی است که دست روی دردی [ظاهراً] ازلی-ابدی گذاشته: بحرانِ ارتباط با والدین و یا [به‌طورِ کلی] معضلِ همیشگیِ اعضای خانواده در ارتباط گرفتن با هم‌دیگر؛ به‌ویژه دخترها با پدرهای‌شان و بالعکس. تماشای «پدرآن» نه‌تنها می‌تواند زنگِ خطری برای پدرهای فعلی باشد بلکه به کارِ پدرهای بعدی نیز خواهد آمد.



آدم‌های نمایش به‌گونه‌ای گلچین شده‌اند که تماشاچی متعلق به هر قشری از اجتماع باشد، اقلاً با یکی از هفت خانواده [۱] بتواند ارتباط برقرار و هم‌ذات‌پنداری کند؛ در «پدرآن» هم نانوا داریم، هم گوینده‌ی اخبارِ تلویزیون، هم کارگرِ افغانستانی، هم حسابدار، هم شاعرِ جویای کار، هم افسرِ نیروی دریایی و هم شیرزنِ سرپرستِ خانوار.



«پدرآن» به‌تناوب سعی دارد که حرف‌های حسابی و جدّی‌اش را در لفافه‌ای از طنز بپیچد و با مخاطب در میان‌شان بگذارد؛ شیوه‌ای معمول و اثرگذار که صدالبته تماشاگرپسند هم هست. در این خصوص، سه شخصیتِ شاعر، نظامی و گوینده [بیش از سایرین] از تماشاگران خنده می‌گیرند. «پدرآن» آموزنده ولی در عین حال، جذاب است.



این درست است که «پدرآن» درصددِ چاره‌جویی برای مشکلی آشنا برآمده است اما دغدغه‌اش را تکراری و ملال‌آور بر زبان جاری نمی‌سازد. «پدرآن» در دقایقی، پهلو به پهلوی "زندگی" می‌ساید و این موفقیتِ ناچیزی نیست.



«پدرآن» را به‌رغمِ این‌که در تالارِ هنر روی صحنه رفته است، به‌هیچ‌وجه نمی‌شود محدود به گروهِ سنیِ خاصّی دانست؛ تماشای «پدرآن» برای همه‌ی ما، به‌مثابه‌ی تجربه‌ای توأم با تفکر و در عین حال سرگرم‌کننده و خاطره‌انگیز خواهد بود. حیف است تمامِ صندلی‌های چنین اجرای جان‌دار و تأثیرگذاری پر نشود؛ ۶۰ دقیقه از وقت‌تان را برای خودتان و «پدرآن» کنار بگذارید! اگر تمایل دارید [در این جوّ غم‌بارتر از همیشه] حداقل ساعتی پر از انرژی و امید و حالِ خوش شوید، «پدرآن» پیشنهادِ مأیوس‌کننده‌ای نمی‌تواند باشد.



«پدرآن» با بهره‌گیری از امکانات و جاذبه‌های مدیومِ نمایش، تلاش می‌کند که ایده‌ای پیشِ پای مخاطبان‌اش بگذارد تا مسیرِ لغزنده‌ی ایجادِ ارتباطِ پویا و روبه‌رشد با والدین و اعضای خانواده‌شان را به‌سلامت طی کنند. «پدرآن» نه با چشمانِ ما که با قلب‌ها و مغزهای‌مان زلف گره می‌زند و کار دارد؛ «پدرآن» مجالی یک‌ساعته است برای اندیشیدن به این سؤالِ مهم که: از چه راهی می‌توانیم روابط‌مان با عزیزان‌مان را بهبود ببخشیم؟

 




[۱]: دوتا از دخترها، دوقلو هستند.

نویسنده و کارگردان: مهدی فرشیدی‌سپهر
بازیگران (به‌ترتیب عمر): مانلی نفر، ونوس شمس، هلیا و هستی هاشمی، آریانا کیهان‌فر، ماهک بدرخانی، ارغوان دماوندی، هانا صراف، نفس صادقی، سکینه و نرگس محمدی، الهه نوری، حمیدرضا گودرزی، مریم رادپور، شیما لطیفی، میلاد محمدی، معصومه آرواز، خالق استواری، شراره طیار، فهیمه باروتچی، گیتا صالحی، مریم آشوری، هدیه حاج‌طاهری، سعید ابک، مهرداد باقری، هادی ولیلو و محسن صادقی.
راوی: نادیا قمری
محل اجرا: خ مفتح جنوبی، خ ورزنده، تالار هنر
زمان: ۵ مهر تا ۵ آبان ۹۷، ۲۰ و ۳۰ دقیقه

 

 

درباره نویسنده :
پژمان الماسی‌نیا
نام نویسنده: پژمان الماسی‌نیا

دبیر تئاتر آکادمی هنر

تحصیلات: کارشناس ارشد پژوهش هنر
عرصه‌ی فعالیت: حضور جدی در حوزه‌ی ادبیات و ویراستاری از ۱۳۸۳، صاحب ۷ کتاب شعر چاپ‌شده با عناوین «دیگر هم‌بازی‌ات‌ نمی‌شوم» (۱۳۸۶) «عاشقانه‌های ‌برف ‌به‌اسم ‌کوچک» (۱۳۸۷) «روایت ‌ماه ‌از نیمه» (۱۳۸۸) «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» (۱۳۸۹) «گذرنامه موقت ماهی آزاد» (۱۳۹۰) «ییلاق ‌چشمان ‌تو» (۱۳۹۱) و «سرگرم مردنم» (۱۳۹۵)، نگارش نزدیک به ۳۰ مقاله با موضوعیت هنر و فلسفه‌ی هنر، همکاری به‌عنوان منتقد فیلم و تئاتر با سایت‌های سینمایی معتبر، پایه‌گذاری صفحه‌ی «طعم سینما» و نگارش ۱۷۰ نقد درباره‌ی فیلم‌های مطرح تاریخ سینما ذیل این عنوان، چاپ کتاب «طعم سینما» در ۳۸۴ صفحه و حاوی ۱۷۹ نقد پیرامون ۱۸۵ فیلم سالیان دور و نزدیک سینمای جهان (مهرماه ۱۳۹۷)
زمینه‌ی پژوهش: سینمای آمریکا، سینمای مستقل آمریکا، سینمای وحشت


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری