اختصاصی

پژمان الماسی‌نیا

پژمان الماسی‌نیا

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دبیر تئاتر آکادمی هنر

تحصیلات: کارشناس ارشد پژوهش هنر
عرصه‌ی فعالیت: حضور جدی در حوزه‌ی ادبیات و ویراستاری از ۱۳۸۳، صاحب ۷ کتاب شعر چاپ‌شده با عناوین «دیگر هم‌بازی‌ات‌ نمی‌شوم» (۱۳۸۶) «عاشقانه‌های ‌برف ‌به‌اسم ‌کوچک» (۱۳۸۷) «روایت ‌ماه ‌از نیمه» (۱۳۸۸) «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» (۱۳۸۹) «گذرنامه موقت ماهی آزاد» (۱۳۹۰) «ییلاق ‌چشمان ‌تو» (۱۳۹۱) و «سرگرم مردنم» (۱۳۹۵)، نگارش نزدیک به ۳۰ مقاله با موضوعیت هنر و فلسفه‌ی هنر، همکاری به‌عنوان منتقد فیلم و تئاتر با سایت‌های سینمایی معتبر، پایه‌گذاری صفحه‌ی «طعم سینما» و نگارش ۱۷۰ نقد درباره‌ی فیلم‌های مطرح تاریخ سینما ذیل این عنوان، چاپ کتاب «طعم سینما» در ۳۸۴ صفحه و حاوی ۱۷۹ نقد پیرامون ۱۸۵ فیلم سالیان دور و نزدیک سینمای جهان (مهرماه ۱۳۹۷)
زمینه‌ی پژوهش: سینمای آمریکا، سینمای مستقل آمریکا، سینمای وحشت

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.96 (14 رای)

نمایش اسب آرش دادگر

اشاره: اغلبِ نمایش‌هایی که طیِ یک‌ماهه‌ی اخیر دیدم آن‌قدرها شوق‌برانگیز نبودند که مجابم کنند به نوشتن. در این میان، عنوانِ "ضعیف‌ترین" بدونِ تردید کاملاً برازنده‌ی «خروس‌زری پیرهن‌پری» (کارگردان: سینا نورائی، عمارت ارغنون) است؛ اجرایی عاری از نوآوری که قصه‌ی نوستالژیک [برای دهه‌شصتی‌ها] و معروفِ بامدادِ فقید را نعل‌به‌نعل و بی‌هیچ کم‌وُکاستی روی صحنه آورده. عناوینِ شسته‌رفته‌ترین، هماهنگ‌ترین و البته حرفه‌ای‌ترین نیز دور از انتظار نیست که به «اگه بمیری» (کارگردان: سمانه زندی‌نژاد، تئاتر مستقل تهران) تعلق بگیرد. حیفم می‌آید که از «چیدا» (کارگردان: احسان ملکی، تماشاخانه‌ی سنگلج) یادی نکنم؛ اقتباسی [می‌توان گفت] ایرانیزه و بومی‌شده، از یکی از شاهکارهای ادبیاتِ نمایشی که طنزِ دل‌چسب و بدونِ زوائد بودنِ آن، از مهم‌ترین عناصرِ جذابیت‌اش به‌شمار می‌روند. اما بالاخره اتفاقِ موردِ انتظارم رخ داد و اثری قابلِ اعتنا دیدم. در ادامه، قصد دارم مختصری پیرامونِ نمایشِ متفاوتِ «اسب» [به کارگردانیِ آرش دادگر] بنویسم که این شب‌ها، اجراهای پایانیِ خود را سپری می‌کند.

ادامه مطلب نقد نمایش اسب به کارگردانی آرش دادگر؛ در بندِ اضطرابِ جهان
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.97 (15 رای)

 

 

 

یک- ۲۳


«۲۳» کوششی به‌قصدِ شرحِ گوشه‌ای از پریشانی‌ها و سخت‌جانیِ پری و پری‌هاست؛ روایتی از بیست‌وُسه‌بار مُردن در لحظه‌لحظه‌های سی سالِ آزگار. ظاهر (با بازیِ مسلم رضایی و فرهاد تفرشی) در تابستانِ ۱۳۶۷، در واپسین روزهای جنگ، زخمی جان‌کاه برداشته؛ جراحتی که او را تا دمِ "رفتن" بُرده‌ و حالا سالیانِ سال است که جلوی چشمِ پری‌اش می‌میرد و زنده می‌شود. پری‌ای که به‌هیچ‌وجه حاضر نشده است نیستیِ سایه‌ی بالاسرش را ببیند و باور کند. پری‌خانمی که با چنگ‌وُدندان و آبرومندانه، همه‌ی آن‌چه از مردش به‌جای مانده را تیمار می‌کند.

ادامه مطلب نقد نمایش‌های ۲۳ و فرشته‌ی نگهبان، بیست‌وسه‌بار مُردن در پراگ!
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.67 (9 رای)

 

نقد فیلم under the shadow

 

بالاخره فیلمی دیدیم که در خارج از کشور ساخته شده، حال‌وُهوای ایران -این‌بار دهه‌ی ۱۳۶۰ و برهه‌ی موشک‌باران تهران- را در حدّ وسع‌اش بازسازی کرده است ولی بوی گندِ انزجار -اقلاً به‌شکلی آزارنده- از آن بیرون نمی‌زند. درحقیقت، «زیر سایه» (Under the Shadow) یک هارور کم‌هزینه است نه فیلمی ضدایرانی؛ جنگ و تهرانِ بمباران‌شده در «زیر سایه»، بستری است برای تعریف کردن داستانی ترسناک.

ادامه مطلب اهل هوا در تهرانِ جنگ‌زده؛ نقد فیلم زیر سایه ساخته‌ی بابک انوری
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.97 (15 رای)

 

جان اسنو

 

«بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) در فصل ششم علی‌رغم بهره‌مندی‌ از جذابیت‌های همیشگی و حفظ استانداردهای مجموعه، به‌نظر نگارنده تا قسمت شش، کم‌فروغ‌ترین فصل بود که -در مقایسه با خودِ «بازی تاج و تخت»- قافیه را به سایر فصل‌ها می‌باخت ولی از هفتمین اپیزود، به‌یک‌باره ورق برگشت و ششمین فصل از یک‌نواختی و کم‌اتفاقی گریخت. روند رضایت‌بخشی که از اپیزود هفت (The Broken Man) آغاز شده بود، در نهمین اپیزود به اوج خود رسید تا بار دیگر روشن شود چرا میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا برای «بازی تاج و تخت» سروُدست می‌شکنند.

ادامه مطلب زمستان بالاخره از راه رسید! نگاهی به فصل ششم «بازی تاج و تخت»
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (31 رای)

فیلم them 2006

«آن‌ها» [Them) [۱) و [۲] فیلم‌ترسناکی فرانسوی-رومانیایی است که به‌طور مشترک توسط دیوید مورو و خاویر پالود نوشته و کارگردانی شده. «سال ۲۰۰۲؛ کلمانتین (با بازی اولیویا بونامی) یک معلم تازه‌کار است که همراه لوکاس (با بازی مایکل کوهن) ساکن خانه‌ی بزرگ ویلایی و دورافتاده‌ای در حاشیه‌ی جنگل می‌شوند. نیمه‌شب‌، کلمانتین و لوکاس از سروُصداهایی غیرعادی بیدار می‌شوند و امنیت خود را در معرض تهدید می‌بینند...»

ادامه مطلب شمشیر دولبه؛ نگاهی به «آن‌ها» (Them) / انتشار، تنها در صفحه‌ی شخصی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (25 رای)

فیلم نبراسکا

 

«نبراسکا» [۱] (Nebraska) اثر الکساندر پین است که دوست‌داران سینما او را با فیلم‌های مطرحی هم‌چون: "راه‌های جانبی" (Sideways) [محصول ۲۰۰۴]، "درباره‌ی اشمیت" (About Schmidt) [محصول ۲۰۰۲] [۲] و "فرزندان" (The Descendants) [محصول ۲۰۱۱] [۳] به‌خاطر سپرده‌اند. فیلم، روایت‌گر همسفر شدن پیرمردی دائم‌الخمر به‌نام وودی گرانت (با بازی بروس درن) و پسرش دیوید (با بازی ویل فورته) از مونتانا به‌سوی لینکلنِ نبراسکا برای دریافت جایزه‌ی یک ‌میلیون دلاریِ بخت‌آزمایی است...

ادامه مطلب خواب‌وخیال واهی؛ نگاهی به «نبراسکا» الکساندر پین / انتشار، تنها در صفحه‌ی شخصی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.99 (64 رای)

 

«مستأجر» (The Tenant) تریلری روان‌شناسانه و اقتباسی، به کارگردانی رومن پولانسکی است که آن را سال ۱۹۷۶ براساس رمانی تحت ‌همین عنوان اثر رولان توپور، در فرانسه ساخت. پولانسکی همراه با ژرار براش -همکار فیلمنامه‌نویس‌اش در چند فیلم دیگر- نوشته‌ی توپور را به زبان سینما برگردانده است. «مردی لهستانی به‌نام ترکوفسکی (با بازی رومن پولانسکی) برای اجاره‌ی آپارتمانی به سرایدر ساختمان مراجعه می‌کند. ترکوفسکی علی‌رغم این‌که سرایدار به او هشدار می‌دهد که مستأجر قبلی، زن جوانی بوده و خود را از پنجره‌ی آپارتمان به پایین پرت کرده است؛ تصمیم می‌گیرد خانه‌ی کذایی را کرایه کند...»

ادامه مطلب مسخ تدریجی مرد لهستانی / نقد فیلم مستأجر ساختة رومن پولانسکی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.96 (66 رای)

 «دار و دسته‌های نیویورکی» (Gangs of New York) -همان‌طور که انتظار می‌رود- از مقدمه‌ای درگیرکننده برخوردار است چرا که اصلاً اگر این‌چنین نبود، قلاب در گلوی مخاطبی که بناست بیش از ۲ ساعت و نیم فیلم تماشا کند، گیر نمی‌کرد. پیروزی بزرگ آقای اسکورسیزی در «داروُدسته‌های نیویورکی»، کسالت‌بار تعریف نکردن قصه‌ای بلند و پرشاخ‌وُبرگ است. از بین نرفتن یک‌پارچگی فیلم، دیگر پوئن مثبت قابلِ اشاره‌اش است؛ در «داروُدسته‌های نیویورکی» شیرازه‌ی کار به‌هیچ‌عنوان از دست مارتی خارج نمی‌شود.

ادامه مطلب تولد یک ملت / نگاهی به «دار و دسته‌های نیویورکی» مارتین اسکورسیزی

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری